بی تو تنها گریه کردم تو شبای بی ستاره

بی تو تنها گریه کردم تو شبای بی ستاره

انتظارتو کشیدم تا که برگردی دوباره


در غروب رفتنت، لحظه هایم را شکستم

زیر بارون جدایی با خیال تو نشستم


پشت شیشه روز و شب ، دل به بارون می سپارم

من برای گریه هام، چشمه ها رو کم می یارم


انتظار با تو بودن منو از پا در میاره

ترس از این دارم که بی تو ، تا ابد چشام بباره
دیدگاه ها (۲)

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.6 (روایت از زبان ا...

پارت ۱۳

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

تکپارتی از شوگا وقتی دخترش بودی ولی اصلا دوستت نداشت:)سلام م...

مافیای من

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁸ویو جیهوپنور چراغ‌های ز...

برده عمارت جئون

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

**پارت ۳۹ (مراسمِ بدرقه‌ی امپراتورِ سیاه)**هوای سئول سنگین و...

part:5{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط