پارت ۷

پارت ۷

حمایت کنید دستم داغون شد 😶


جونگ کوک هم به جیهوپ با دست اشاره می‌کنه که بیاد طرفش
جیهوپ می‌ره طرف جونگ کوک
و جونگ کوک شروع می‌کنه به تعریف کردن ماجرا

«طرف برادرا»

جین :اَه این اومد

جیمین :مگه تو اینو می‌شناسی ⁦:⁠-⁠!⁩

جین :اره بابا با هم درس میخوندیم این رتبش یک شد الان واسه خودش بیمارستان داره

جیمین :خاک تو سرت با هم درس خوندید ببین اون چی شده تو چی شدی....

جین :دیگه وقتی تو داداشم باشی همین میشه دیگه .....

نامجون :بس میکنید (باداد )
(بدبخت ا/ت همه بالا سرش هوار میکننن😂)
نامجون :این دختره از اولش هم واسمون همش شر داشت من ازش متنفرم

جیمین :باشه حالا توهم.....😒

«طرف جونگ کوک »

جونگ کوک :واینجوری شد. که ا/ت رو آوردن اینجا

جیهوپ :الان کجاست ؟(با نگرانی )

جونگ کوک و جیهوپ میرن سمت تخت ا/ت

جیهوپ:با بدبخت چیکار کردینننننن؟(با تعجب )

همه روبه جیهوپ :مگه چی شده

جیهوپ:حمله عصبی بهش دست داده
بدبخت رو شب عروسی چیکار کردین😐

جونگ کوک :حمله عصبی ؟
(یه خورده فکر می‌کنه بعد با حول و ولا میگه )

جونگ کوک:شوگا کجاست ؟

جین :رفت بیرون بیمارستان

جونگ کوک میرع سراغ شوگا....

خدایی میخواید ادمین بده بشم ها ...
پارت بعدی رو میزارم براتون ولی اگر

پارت بعدی رو گذاشتم بعدش ۱۳تایی شدیم
اون موقع پارت جدید خدمتتونه
دیدگاه ها (۱۰)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط