قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت دوم)
چرا به کوفه رفت؟ چرا خانواده را همراه برد؟
دوم: چرا از مکه به کوفه رفت؟
امام چهار ماه در مکه ماند و روشنگری کرد.
اما بعد، ناگهان، پیش از تمام شدن حج،
از مکه بیرون آمد و به سمت عراق حرکت کرد.
چرا؟
یکم: خطر ترور
یزید فهمیده بود تا وقتی امام در مکه است،
حج تبدیل به تظاهرات علیه او میشود.
پس مأمورانی فرستاد تا امام را در لباس احرام،
در کنار خانه خدا ترور کنند.
امام فرمود: «اگر در مکه کشته شوم، حرمت این خانه شکسته میشود.»
او نمیخواست خونش، تقدس کعبه را از بین ببرد.
دوم: دعوت کوفیان
کوفه، پایگاه قدیمی شیعه بود.
همان شهری که امام علی (ع) در آن خلیفه بود.
همان شهری که هنوز خاطره عدالت علوی در آن زنده بود.
کوفیان هجده هزار نامه برای امام نوشتند:
«بیا. ما آمادهایم. اینجا سپاه برایت آماده میکنیم.»
امام، مسلم بن عقیل را فرستاد تا صحت این دعوت را بررسی کند.
مسلم به کوفه رفت و گزارش داد:
«مردم آمادهاند.»
اما امام به این سادگی اعتماد نکرد.
او میدانست که همین مردم،
پدرش امام علی (ع) را در صفین تنها گذاشتند،
و برادرش امام حسن (ع) را به معاویه فروختند.
اما چاره دیگری نداشت.
برای قیام علیه یزید،
یا باید کوفه را انتخاب میکرد،
یا برای همیشه سکوت میکرد.
سوم: چرا خانواده را همراه برد؟
این سوال، شاید مهمترین سوال تاریخ کربلا باشد.
اگر امام میدانست که کشته میشود،
چرا زن و فرزندش را همراه برد؟
آیا عقل سلیم چنین تصمیمی را تأیید میکند؟
پاسخ در یک کلمه است:
رسالت.
امام حسین (ع) نمیخواست فقط شهید شود.
میخواست شهادتش روایت شود.
و روایت شهادت، بدون راوی ممکن نیست.
اگر امام تنها میرفت و کشته میشد،
تاریخ مینوشت:
«یک نفر از بنیهاشم علیه خلیفه شورید و سرکوب شد.»
اما وقتی خانوادهات را میبری،
وقتی خواهرت زینب (س) کنار توست،
وقتی دختر کوچکت در کنار خیمهها شاهد است،
دیگر نمیتوان این ماجرا را پنهان کرد.
خانواده، شاهدان و مظلومان جنایت شدند.
🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعدهگاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی
#خسف #امام_حسین #کوفه #خانواده_امام #زینب_کبری #رسالت #ترور #قرارگاه_بصیرت
دوم: چرا از مکه به کوفه رفت؟
امام چهار ماه در مکه ماند و روشنگری کرد.
اما بعد، ناگهان، پیش از تمام شدن حج،
از مکه بیرون آمد و به سمت عراق حرکت کرد.
چرا؟
یکم: خطر ترور
یزید فهمیده بود تا وقتی امام در مکه است،
حج تبدیل به تظاهرات علیه او میشود.
پس مأمورانی فرستاد تا امام را در لباس احرام،
در کنار خانه خدا ترور کنند.
امام فرمود: «اگر در مکه کشته شوم، حرمت این خانه شکسته میشود.»
او نمیخواست خونش، تقدس کعبه را از بین ببرد.
دوم: دعوت کوفیان
کوفه، پایگاه قدیمی شیعه بود.
همان شهری که امام علی (ع) در آن خلیفه بود.
همان شهری که هنوز خاطره عدالت علوی در آن زنده بود.
کوفیان هجده هزار نامه برای امام نوشتند:
«بیا. ما آمادهایم. اینجا سپاه برایت آماده میکنیم.»
امام، مسلم بن عقیل را فرستاد تا صحت این دعوت را بررسی کند.
مسلم به کوفه رفت و گزارش داد:
«مردم آمادهاند.»
اما امام به این سادگی اعتماد نکرد.
او میدانست که همین مردم،
پدرش امام علی (ع) را در صفین تنها گذاشتند،
و برادرش امام حسن (ع) را به معاویه فروختند.
اما چاره دیگری نداشت.
برای قیام علیه یزید،
یا باید کوفه را انتخاب میکرد،
یا برای همیشه سکوت میکرد.
سوم: چرا خانواده را همراه برد؟
این سوال، شاید مهمترین سوال تاریخ کربلا باشد.
اگر امام میدانست که کشته میشود،
چرا زن و فرزندش را همراه برد؟
آیا عقل سلیم چنین تصمیمی را تأیید میکند؟
پاسخ در یک کلمه است:
رسالت.
امام حسین (ع) نمیخواست فقط شهید شود.
میخواست شهادتش روایت شود.
و روایت شهادت، بدون راوی ممکن نیست.
اگر امام تنها میرفت و کشته میشد،
تاریخ مینوشت:
«یک نفر از بنیهاشم علیه خلیفه شورید و سرکوب شد.»
اما وقتی خانوادهات را میبری،
وقتی خواهرت زینب (س) کنار توست،
وقتی دختر کوچکت در کنار خیمهها شاهد است،
دیگر نمیتوان این ماجرا را پنهان کرد.
خانواده، شاهدان و مظلومان جنایت شدند.
🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعدهگاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی
#خسف #امام_حسین #کوفه #خانواده_امام #زینب_کبری #رسالت #ترور #قرارگاه_بصیرت
- ۳۰.۷k
- ۰۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط