سناریو

سناریو

وقتی اونا مافیان و‌ تو از دستشون فرار کردی و اوتا توی بار پیدات میکنن

نامجون:او بیب فکر کنم زیادی مهربون بودم(خشن و خونسرد خطرناک)😈

جین:فکر کردی پیدات نکردم چرا بیب ولی گفتم بزار یکم خوش باشه چونکه قرار نیست دیگه خوشی ببینه😈

شوگا:بیبی خوبی باش و همین الان روی تخت لخت باش(هعی)😈

جیهوپ:مهربون بودن بسه یکم بزار ددی باشیم😈

جیمین:تبریک میگم شما الان تو خونه اید و د‌وتا تخت شکوندید 😈

ته ته:یه مدت گذاشتم تنگ بشی که وقتی میکنمت لذت ببرم ازت بیب،😈

کوک: سلامتی روح ات صلواتت
دیدگاه ها (۳)

این رمان ماله من نیس ماله دوستمه ایدیش @hstyg80

&سناریو&وقتی:``وقتی‌ براشون‌ بالم‌ لب‌ میزنی....``مکنه لاینج...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.11ته جونگ:لعنتی......

پارت ۹و رفت تو اتاق و همینطور که پاهام دور کمرش حلقه بودو با...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

سناریو جدید

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۵

مهمونی خطرناک پارت = 14 چند دقیقه بعد:همینطور که داشتیم بحث ...

ازدواج از اجبارChapter:2P:2"ویو الیزابت"رفتم نزدیکش زدم تو گ...

Part 47کیم‌ویا.ت: ته خیلی با سلیقه ایتهیونگ: تو هم یکی از سل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط