ڪودڪی گریه میڪرد و میگفت :

ڪودڪی گریه میڪرد و میگفت :
هیچ ڪسی باهام بازی نمیڪنه!

تو دلم گفتم:
تو بزرگ شو روزگـــــار
بازیهای زیادی باهات میڪـنه.

#وصی پور
دیدگاه ها (۱)

چقدر قشنگ میخونه شادمهر

ترند یویو :)https://wisgoon.com/n.yoyoببینید این دختره عن سم...

قسمت ۸(بخش دو)

رمان اسیر خان پارت بیست و سوم ۲۳

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

برده عمارت جئون

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : fifteenترسیدم ... تنها چیزی که م...

غروب 5 شنبه...4 ماه از دستت دادنت گذشته میخوام یک دفعه ایی ب...

سناریو:زخم التیامی/ادامه پارت ۴_امروز شنبه. چند روزی میشه که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط