{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکساعت راه میرم؛ قد یکسال توی سرم عین اتوبان حرف میاد و ر

یکساعت راه میرم؛ قد یکسال توی سرم عین اتوبان حرف میاد و رد میشه میره
تهشم وقتی کلیدو میندازم توو در میگم : 《چمیدونم والا لابد صلاحم این بوده :) 》
-----
توی زندگیم خیلی آسیب دیدم...
خیلی سختی کشیدم، بارها و بارها همه عزیزانم اعتمادمو شکستن ناراحتم کردن و من مجبور شدم از صفر شروع کنم ..
اما درنهایت، آنچه از من باقی مونده و ثابت بوده عشق من به زندگیه!
فکرشو بکن؛ ایرپاد بذاری توی گوشت، آهنگای مورد علاقت پخش بشه، دم غروب ویو دریاچه کوه درخت و از همه مهم تر و جذاب تر ، آدما! آدمایی که با هزاران زخم نو و کهنه باز هم روی پاهاشون ایستادن و دارن به مسیرشون ادامه میدن :))
واقعا زیبا نیست؟
-------
بهت قول میدم یه روزی آفتاب از پشت دیوار خونه ما طلوع میکنه!
بهت قول میدم اون‌روز همه چیز وفق مراد ماست
اون روز قراره خوشحال باشیم
قراره با لبخند نگاه کنیم به اشکای امروزمون، و مدام تکرار کنیم که این طلوع به اون همه دووم آوردن می‌ارزید !!
‌{به قلم: هیوا؛ یک حقوقدان دیوانه!}

‌#طبیعت #اصفهان #دریاچه #غروب #کوه #ویسگون
#hiva1507 #hiva
دیدگاه ها (۰)

#مافیای_من پارت دوازدهم ویو ا/ت: حالا باید چیکار کنم بزارم ب...

#عشق_ممنوعه‌_شبپارت یازدهم | انتخاب منزن هنوز جلوی در ایستاد...

#کپشن

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷بوسه تموم شد.ولی هیچکد...

Part ۲۹ساعت شیش صبح بود و خورشید داشت طلوع میکرد...ماشینو پا...

فیک(سرنوشت )پارت ۶۴آلیس ویو آلیس: یادته تو اولین دیدارمون به...

---𝐾𝑖𝑚'𝑟𝑒𝑖𝑔𝑛𝑃𝐴𝑅𝑇: 15اون شب، هانا توی حیاط پشتی مشغول تمرین ب...

تک پارتی (وقتی که میرین پیکنیک و.....)

عشق مافیایی 🔪 🩸 🖤 ادامه پارت ۹ سوهوک انقدر توی فکر بود که مت...

پرواز به سوی تو ⁦(⁠●⁠♡⁠ part ۷۸♡⁠)⁩تهیونگ : قراره شیش سال دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط