پارت هفتم : شب بی نظیر
@ خب دیگه من حاضرم ..
امیکو حاضری ؟
=اره حاظرم
○بریم ؟ من سه ساعته منتظرم هستم ما 😡😡
=های های اومدیم
@ خیلی قشنگ شدی امیکو فکر میکردم این لباس بهت نمی یاد !☺️
= من هرچی بپوشم بهم میاد .
+گتو با صدای خیلی آروم توی گوش گوجو میگه :یه فکری دارم تا حال امیکو بهتر بشه .
@ چه فکری؟
○تو پارتی میفهمی
برش زمانی ***پارتی
=واو چه جای باحالیه برگام واوووووو
○شما دو نفر چی میخورین؟
@ هر چی امیکو بخوره منم همونو میخورم 😎😎😎خواننده ها در داستان وارد میشوند: نگاه استيل گنگو نگا ترکیب رنگ نگاه ابهت مرد و خش میندازه قل____خواننده ها:خب دیگه بسه ......
=من معدم به شراب نمی سازه من یه دلستر میخورم ]]
○اوکی
برش زمانی ***۵ دقیقه بعد
○ بفرمایید اینم از دلستر لیمو خدمت شما
😁😁
@ دمت گرم که همیشه عین خدمتکارا میمونی 🤣🤣🤣🤣🤣
○ببند حلقووو تا خودم نبستمش 😡😡😡
= وای چه اهنگ آرامش بخشی
÷به به بالاخره چشم ما به جمال شما سه افتاد
چرا هر چقدر زنگ میزنم جواب نمی دین ؟
کوالا های بی مصرف 😡😡😡
= آروم باش مدیر یاگا از صبح تا الان درگیر خرید لباس بودیم احتمالا نشنیدیم شما زنگ زدین🥰
÷اها امید وارم همین طور باشه که تو میگی
<کنیجیوا گوجو سنسه (کنیجیوا:سلام )
@ سلام یوجی خوبی ؟ نوبارا و مگومی کجا هستن ؟
< زنگ زدم گفتن یه ۲۰ دقیقه دیگه میرسن 😁
@ اها باشه....برو خوش بگذرون بچه 😇
<باشه شب خوبی رو برای همگی آروز میکنم
=@ ○ممنون 🫠
@ افتخار میدی دوشیزه زیبا ؟
= اولش یکم خجالت کشیدم ولی بعدش ذوق کردم گفتم:البته
آخه اولین باری بود که با ساتورو تانگو میرقصیدم
که یه دفعه برقا رفت🫥
شت🙄
+دیگه حدس میزنید کار کی بوده دیگه نه ؟
بله کارسوگورو بود که مثلا میخواست امیکو رو خوشحال کنه 🫣
اون ور داستان سوکونا :مادر جاننننننن یوجی ابله برو برقا وصل کن برا منم یه آب قند بیار نفله وای خدا قلبم گرفتااااا🥶
همه خشکشون زده بود از حرف سوکونا
که ناگهان امیکو با این حرف سوکونا از خنده منفجر شد و پشت سرش نوبارا و مگومی از خنده رو زمين غش کردن 🤣🤣🤣🤣
اون ور داستان گوجو و گتو ****
@ ابله آدم اینطوری طرف رو خوشحال میکنه
تو اگه دوست دختر بگیری
دوست دخترتو یه شبه مجبور به خودکشی میکنی 😡😡
○نگا کن داره میخنده
@ برو اونور بابا بزار من برق وصل کنم
زیر لب داشت میگفت : برا اولین بار داشتم باهاش میرقصیدم ریدی توش گتو
برش زمانی ****خونه ساتورو
@ شام نمی خوری امیکو ؟
=چرا میخورم ولی تو برو لباس هاتو
عوض کن تا من یه نودل درست کنم بخوریم 😊
@ باشه
=خب بزار یه فیلم ترسناک بزارم
+ بچه ها فیلم انابل رو گذاشته که ساتورو عین چی از اون فیلم میترسه 😨(یاه یاه یاه )
امیکو
خنده های شیطانی 😈😈😈
اومدی ساتورو؟
@ اره اره اومدم
خب چطور بود ؟
امیکو حاضری ؟
=اره حاظرم
○بریم ؟ من سه ساعته منتظرم هستم ما 😡😡
=های های اومدیم
@ خیلی قشنگ شدی امیکو فکر میکردم این لباس بهت نمی یاد !☺️
= من هرچی بپوشم بهم میاد .
+گتو با صدای خیلی آروم توی گوش گوجو میگه :یه فکری دارم تا حال امیکو بهتر بشه .
@ چه فکری؟
○تو پارتی میفهمی
برش زمانی ***پارتی
=واو چه جای باحالیه برگام واوووووو
○شما دو نفر چی میخورین؟
@ هر چی امیکو بخوره منم همونو میخورم 😎😎😎خواننده ها در داستان وارد میشوند: نگاه استيل گنگو نگا ترکیب رنگ نگاه ابهت مرد و خش میندازه قل____خواننده ها:خب دیگه بسه ......
=من معدم به شراب نمی سازه من یه دلستر میخورم ]]
○اوکی
برش زمانی ***۵ دقیقه بعد
○ بفرمایید اینم از دلستر لیمو خدمت شما
😁😁
@ دمت گرم که همیشه عین خدمتکارا میمونی 🤣🤣🤣🤣🤣
○ببند حلقووو تا خودم نبستمش 😡😡😡
= وای چه اهنگ آرامش بخشی
÷به به بالاخره چشم ما به جمال شما سه افتاد
چرا هر چقدر زنگ میزنم جواب نمی دین ؟
کوالا های بی مصرف 😡😡😡
= آروم باش مدیر یاگا از صبح تا الان درگیر خرید لباس بودیم احتمالا نشنیدیم شما زنگ زدین🥰
÷اها امید وارم همین طور باشه که تو میگی
<کنیجیوا گوجو سنسه (کنیجیوا:سلام )
@ سلام یوجی خوبی ؟ نوبارا و مگومی کجا هستن ؟
< زنگ زدم گفتن یه ۲۰ دقیقه دیگه میرسن 😁
@ اها باشه....برو خوش بگذرون بچه 😇
<باشه شب خوبی رو برای همگی آروز میکنم
=@ ○ممنون 🫠
@ افتخار میدی دوشیزه زیبا ؟
= اولش یکم خجالت کشیدم ولی بعدش ذوق کردم گفتم:البته
آخه اولین باری بود که با ساتورو تانگو میرقصیدم
که یه دفعه برقا رفت🫥
شت🙄
+دیگه حدس میزنید کار کی بوده دیگه نه ؟
بله کارسوگورو بود که مثلا میخواست امیکو رو خوشحال کنه 🫣
اون ور داستان سوکونا :مادر جاننننننن یوجی ابله برو برقا وصل کن برا منم یه آب قند بیار نفله وای خدا قلبم گرفتااااا🥶
همه خشکشون زده بود از حرف سوکونا
که ناگهان امیکو با این حرف سوکونا از خنده منفجر شد و پشت سرش نوبارا و مگومی از خنده رو زمين غش کردن 🤣🤣🤣🤣
اون ور داستان گوجو و گتو ****
@ ابله آدم اینطوری طرف رو خوشحال میکنه
تو اگه دوست دختر بگیری
دوست دخترتو یه شبه مجبور به خودکشی میکنی 😡😡
○نگا کن داره میخنده
@ برو اونور بابا بزار من برق وصل کنم
زیر لب داشت میگفت : برا اولین بار داشتم باهاش میرقصیدم ریدی توش گتو
برش زمانی ****خونه ساتورو
@ شام نمی خوری امیکو ؟
=چرا میخورم ولی تو برو لباس هاتو
عوض کن تا من یه نودل درست کنم بخوریم 😊
@ باشه
=خب بزار یه فیلم ترسناک بزارم
+ بچه ها فیلم انابل رو گذاشته که ساتورو عین چی از اون فیلم میترسه 😨(یاه یاه یاه )
امیکو
خنده های شیطانی 😈😈😈
اومدی ساتورو؟
@ اره اره اومدم
خب چطور بود ؟
- ۱۰.۲k
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط