طنز در ایام مدرسع🤡💅
طنز در ایام مدرسع🤡💅
نسخه ی جوجوتسووووو😁😁
#انیمه#انیمه_طنز#اتک_ان_تایتان#ویسگون#گوجو
(جهت خنثی کردن جر های معلم های عزیز🤡💅)
1.طنز از جوجوتسو کایسن
🎬 «یک روز کاملاً عادی در جوجوتسو کایسن»(ما در جوجوتسو کایسن روز عادی نداقیم🇫🇷🥐😊)
گوجو: بچهها امروز قراره یه مأموریت خیلی آسون داشته باشیم.
یوجی: چقدر آسون؟
گوجو: در حدی که احتمال مرگتون فقط ۷۰٪ باشه. 😎(خیلی خوبحح، بحبح😐)
مگومی: من دیگه نمیام.
گوجو: چرا؟
مگومی: چون هر بار میام، یه اتفاق عجیب میفته.
نوبارا: تو خودت هر بار یه سگ سایهای احضار میکنی، بعد از اتفاقات عجیب شکایت داری؟ 💀
مگومی: 🔪🔪🔪
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
سوکونا: یوجی، من گرسنهام.
یوجی: خب غذا بخور.
سوکونا: من غذای معمولی نمیخوام.
یوجی: پس چی میخوای؟
سوکونا: کنترل بدن.
یوجی: مگه کنترل بدن، غذاست؟ 🙂(😭😭)
سوکونا: من پادشاه نفرینها هستم!
یوجی: و من صاحب خونهام.
سوکونا: ...
یوجی: اعتراض ندالیم💖
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
گوجو وارد کلاس میشود:
بچههاااا، امروز یه امتحان داریم!
نوبارا: از چی؟
گوجو: «چگونه زنده بمانیم.»
مگومی: استاد، شما خودت بلدی؟
گوجو: سؤال بعدی. 😐
نانامی: من فقط میخواستم یک شغل اداری آرام داشته باشم.
جوجوتسو کایسن:
«نه.» 💀
نانامی: حداقل آخر هفته—
جوجوتسو کایسن:
«نه.» 💀💀
نانامی: استعفا میدم.
گوجو از پشت سر: قبول نیست. 😭
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆۵۵۵☆☆☆☆☆☆۵☆
توجی: من پول میخوام.🗣💵
گوجو: من قدرت دارم🗣💪🏻
سوکونا: من قلمرو دارم.🗣🏰
مگومی: من مشکلات خانوادگی دارم.🗣🥺
یوجی: من هم—🗣🙂
نوبارا: تو فعلاً زنده بمون، بعداً رزومه بنویس. 😭💀
یوجی: مرسی از توضیحات قشنگت😐
تیمام💖
نسخه ی جوجوتسووووو😁😁
#انیمه#انیمه_طنز#اتک_ان_تایتان#ویسگون#گوجو
(جهت خنثی کردن جر های معلم های عزیز🤡💅)
1.طنز از جوجوتسو کایسن
🎬 «یک روز کاملاً عادی در جوجوتسو کایسن»(ما در جوجوتسو کایسن روز عادی نداقیم🇫🇷🥐😊)
گوجو: بچهها امروز قراره یه مأموریت خیلی آسون داشته باشیم.
یوجی: چقدر آسون؟
گوجو: در حدی که احتمال مرگتون فقط ۷۰٪ باشه. 😎(خیلی خوبحح، بحبح😐)
مگومی: من دیگه نمیام.
گوجو: چرا؟
مگومی: چون هر بار میام، یه اتفاق عجیب میفته.
نوبارا: تو خودت هر بار یه سگ سایهای احضار میکنی، بعد از اتفاقات عجیب شکایت داری؟ 💀
مگومی: 🔪🔪🔪
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
سوکونا: یوجی، من گرسنهام.
یوجی: خب غذا بخور.
سوکونا: من غذای معمولی نمیخوام.
یوجی: پس چی میخوای؟
سوکونا: کنترل بدن.
یوجی: مگه کنترل بدن، غذاست؟ 🙂(😭😭)
سوکونا: من پادشاه نفرینها هستم!
یوجی: و من صاحب خونهام.
سوکونا: ...
یوجی: اعتراض ندالیم💖
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
گوجو وارد کلاس میشود:
بچههاااا، امروز یه امتحان داریم!
نوبارا: از چی؟
گوجو: «چگونه زنده بمانیم.»
مگومی: استاد، شما خودت بلدی؟
گوجو: سؤال بعدی. 😐
نانامی: من فقط میخواستم یک شغل اداری آرام داشته باشم.
جوجوتسو کایسن:
«نه.» 💀
نانامی: حداقل آخر هفته—
جوجوتسو کایسن:
«نه.» 💀💀
نانامی: استعفا میدم.
گوجو از پشت سر: قبول نیست. 😭
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆۵۵۵☆☆☆☆☆☆۵☆
توجی: من پول میخوام.🗣💵
گوجو: من قدرت دارم🗣💪🏻
سوکونا: من قلمرو دارم.🗣🏰
مگومی: من مشکلات خانوادگی دارم.🗣🥺
یوجی: من هم—🗣🙂
نوبارا: تو فعلاً زنده بمون، بعداً رزومه بنویس. 😭💀
یوجی: مرسی از توضیحات قشنگت😐
تیمام💖
- ۲۰۷
- ۱۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط