لبر عزیز شده🍷🖤

لبر عزیز شده🍷🖤
Part_7
پرش زمانی به فردا صبح ساعت 7
ویو آیو
زینگگگگگگگ
یاخدا دیرم شد بلند شدم رفتم دستشویی کارهای لازم رو انجام دادم لباس هامو عوض کردم و یه آرایش لایت کردم و اومدم پایین.
مثل اینکه مامان خواب بود
فیلیکس باز میزو اماده کرده بود
+اوف دادشم چه کرده
#باز شروع کردی شیرین زبونیو؟
+خوتوعم، حالا ساعت چند برمیگردیم به نظرت؟
#نمیدونم باید بریم ببینیم
+خب بخور تا بریم دیرنشه
.....
ویو تهیونگ
از خواب بلند شدم کارهای مربوط رو انجام دادم و لباسامو عوض کردم عطر مخصوصمو زدم
رفتم پایین
_به به اجوما چه کردی
علامت آجوما=
=لطف داری پسرم بیا بشین
_نه آجوما دیرم میشه
*داداشییییی منو یادت نرههه ببریییی
_زهربگیری جنی، چراداد میزنییییی؟ سلیطه
☆باز چخبره؟ هرروز باید جیغ بکشید؟
_بابا به بزرگی خودت ببخش
جنی سلیطه بیا بریم
*سلیطه زنته
_اسکله من زن ندارم(بیاخودم زنت میشم)
*بیچاره اون بدبختی ک با توی خرشرک ازدواج کنه(جنی به پیرم توهین نکن دیه)
_جنی میزنما
☆بسه بریدددد
*_رفتیم

ویو آیو
اوههه چقدر اینجا بزرگه وای ننه
خدا من الان باید کجا برم؟
+فیلی الان باید کجا بریم؟
#بیا اون منشی  ته هس
+اها اره
#سلام خانوم
٪سلام بفرمایین؟
#من با آقای کیم کارداشتم
٪بفرمایید برید داخل هنوز نیومدن
#بله ممنون
رفتیم تو و نشستیم اولالا چه اتاق شیک و پیکی
اگه اون پر عو*ضی من اینطوری رویاهام رو نمیسوزوند الان منم همچین جایی بودم
(آیو قراره هنو بسوزی🙂💔)
_سلام خوش اومدین ببخشید دیر شد
(آیو و فیلی بلند میشن)
بفرمایین بشینید
تلفنو  برداشت و یه شماره ای رو گرف
پرسید
_چی میخورین؟
#قهوه کم شکر ممنون
+نسکافه ممنون
_خواهش میکنم، الو یه هاتچاکلت و یه نسکافه و یه قهوه کم شکر بیار اتاقم ب جئونم بگو بیاد
٪بله قربان
_ممنون
اوهو جئون کیه؟
_خب خیلی ممنون که اومدین از خونه جدیدتون راضی هستین؟
+بله عالیه خیلی ممنون از لطفتون جبران میکنم
_خواهش میکنم
اقای کیم یکم دیگه ادامه بدی میمیرم اخه چرا اینقدر جذابه این بشر؟
(تق تق)
_بیاتو
~به به سلام اقای کیم معرفی نمیکنی؟
_سلام همکار های جدیدمون لی فیلیکس حسابدار جدید، و لی جی اون مدل عکاسی هامون
~بله بله خوشوقتم
(به طور کلی خم شدن😂)
_بفرمایید
یا خدا یکی کراش کم بود یکی دیگم اضاف شد؟
دیدگاه ها (۴)

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

Destiny part 13

پنهان عشق

به زیباییه مشکی

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره.و...p22 ویو ات وقتی ماجرا رو...

part1

پارت ۲پدر جیمین از پدر شوگا خواست تا همدیگه رو ملاقات کنن او...

اورلورا

the first lie

#برادر ناتنی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط