{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به روی سیل گشادیم راه خانهٔ خویش

به روی سیل گشادیم راه خانهٔ خویش
<به دست برق سپردیم آشیانهٔ خویش
مرا چه حد که زنم بوسه آستین ترا
<همین قدر تو مرانم ز آستانهٔ خویش
به جز تو کز نگهی سوختی دل ما را
<به دست خویش که آتش زند به خانهٔ خویش
مخوان حدیث رهایی که الفتی است مرا
<به ناله سحر و گریه شبانهٔ خویش
ز رشک تا که هلاکم کند به دامن غیر
<چو گل نهد سر و مستی کند بهانهٔ خویش
رهی به ناله دهی چند دردسر ما را؟
<بمیر از غم و کوتاه کن فسانهٔ خویش
دیدگاه ها (۸)

روی سیل گشادیم راه خانه ی خویشبه دست برق سپردیم آشیانه ی خوی...

مگذر ای یار و درین واقعه، مگذار مراچون شدم صیدِ تو، بر گیر و...

مگذر ای یار و درین واقعه مگذار مراچون شدم صید تو بر گیر و نگ...

کجاست سرخی فریادهای بابک خرم زمان حادثه رویید با نشانه دیگر...

زمان حادثه رویید با نشانه دیگر چنین زمانه چه سخت است در زمان...

باز می خواهم ترا پیدا کنم ، با تو شایدخود رامعنا کنم، من کی ...

باز می خواهم ترا پیدا کنم ، با تو شایدخود رامعنا کنم، من کی ...

شبیه مرغک زاری کز آشیانه بیفتد جدا ز دامن مادر به دام دانه ...

شبیه مرغک زاری کز آشیانه بیفتدجدا ز دامن مادر به دام دانه بی...

🌷🦋از لاله زار توحید آتش زبانه می‌زدگل گشته بود پرپر، بلبل تر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط