وقتی شاهزاده موقع اسب سواری میبینت و عاشق موهات میشه...
بعد همه تعظیم کردن
من و جیمین هم تعظیم کردیم
بعد چند دقیقه جارچی ادامه داد: مهمان ویژمون ، پادشاه کیم از کره ی جنوبی
خشکم زد همه تعظیم کردیم
توی هپروت(درست نوشتم؟😂)بودم گیج شده بودم
پدرم نگاهی به من و جیمین انداخت و رفت کناره اقای هرتسن(پدر ات) نشست
کیم:ما امروز اینجا باهم گرد امده ایم که صلحمان را با کشور فرانسه قوی تر کنیم ، می خواهیم یکی از پسران من یعنی بین جین هیونجین یونجون نامجون جیمین فیلیکس یونگی هوسوک تهیونگ و جانگکوک را به همسری ملکه ات دربیاوریم
ها؟یعنی چی؟خونه خراب شدم...اگر جیمین یا هوسوک رو انتخان کنه چی؟
کیم:من تصمیم دارم یکی از بین جیمین ، نامجون و تهیونگ انتخاب کنم..شاهزاده نامجون زیادی از ملکه بزرگترن...ولی جیمین فقط پنج ماه از ملکه بزرگترن و و و تهیونگ ایشون هم دوماه ازشون بزرگترن که بهترین گذینه هست....ایا کسی در این جمع مخالفت دارن
جمع توی سکوت مطلق بود
/پنج سال بعد\
تهیون: آبُجی....شما و اُمُنی چیجوری بایم اژدواج کدید؟
تهیونگ:خب ما.....باهم داخل سفر من آشنا شدیم و من اومای تورو دوست داشتم بعدش هم که ازدواج از پیش تعیین شده و این چیزا به خاطر پدربزرگ های شما اتفاق افتاد و ما باهم ازدواج کردیم
تهیون:یعنی منم اینشوری اژدواج میتونم؟
تهیونگ:نخیرم اینشوری. اژدواج نمیکنی.....شما هنوز سه سالته پرنسم
......: امپراطور......ملکه گفتند شاهزاده تهیون را برای کلاس زبان کره ای آماده کنیم
تهیون:آبا...من نیمیخوام بیرم
تهیونگ:خوشگلم تو باید بری....من هم پادشاه فرانسه ام و هم پادشاه کره....ولی من کره ایم یعنی توهم چون پسر منی کره ای درسته؟
تهیون:آراسو آراسو میرم
تهیونگ:آ...به این زودی
تهیون:😁
تهیونگ:ملکه ی من چیکار میکنه؟
ات:اه تهیونگ این دِیوید دست از سرم برنمیداره
تهیونگ:غلط کرده قشنگ منو اذیت کنه....تیکه تیکه اش میکنم
ات:😊
تهیونگ:بیا بغلم😉
پایان.
ببخشید اگر بد بود🥺
من و جیمین هم تعظیم کردیم
بعد چند دقیقه جارچی ادامه داد: مهمان ویژمون ، پادشاه کیم از کره ی جنوبی
خشکم زد همه تعظیم کردیم
توی هپروت(درست نوشتم؟😂)بودم گیج شده بودم
پدرم نگاهی به من و جیمین انداخت و رفت کناره اقای هرتسن(پدر ات) نشست
کیم:ما امروز اینجا باهم گرد امده ایم که صلحمان را با کشور فرانسه قوی تر کنیم ، می خواهیم یکی از پسران من یعنی بین جین هیونجین یونجون نامجون جیمین فیلیکس یونگی هوسوک تهیونگ و جانگکوک را به همسری ملکه ات دربیاوریم
ها؟یعنی چی؟خونه خراب شدم...اگر جیمین یا هوسوک رو انتخان کنه چی؟
کیم:من تصمیم دارم یکی از بین جیمین ، نامجون و تهیونگ انتخاب کنم..شاهزاده نامجون زیادی از ملکه بزرگترن...ولی جیمین فقط پنج ماه از ملکه بزرگترن و و و تهیونگ ایشون هم دوماه ازشون بزرگترن که بهترین گذینه هست....ایا کسی در این جمع مخالفت دارن
جمع توی سکوت مطلق بود
/پنج سال بعد\
تهیون: آبُجی....شما و اُمُنی چیجوری بایم اژدواج کدید؟
تهیونگ:خب ما.....باهم داخل سفر من آشنا شدیم و من اومای تورو دوست داشتم بعدش هم که ازدواج از پیش تعیین شده و این چیزا به خاطر پدربزرگ های شما اتفاق افتاد و ما باهم ازدواج کردیم
تهیون:یعنی منم اینشوری اژدواج میتونم؟
تهیونگ:نخیرم اینشوری. اژدواج نمیکنی.....شما هنوز سه سالته پرنسم
......: امپراطور......ملکه گفتند شاهزاده تهیون را برای کلاس زبان کره ای آماده کنیم
تهیون:آبا...من نیمیخوام بیرم
تهیونگ:خوشگلم تو باید بری....من هم پادشاه فرانسه ام و هم پادشاه کره....ولی من کره ایم یعنی توهم چون پسر منی کره ای درسته؟
تهیون:آراسو آراسو میرم
تهیونگ:آ...به این زودی
تهیون:😁
تهیونگ:ملکه ی من چیکار میکنه؟
ات:اه تهیونگ این دِیوید دست از سرم برنمیداره
تهیونگ:غلط کرده قشنگ منو اذیت کنه....تیکه تیکه اش میکنم
ات:😊
تهیونگ:بیا بغلم😉
پایان.
ببخشید اگر بد بود🥺
- ۷.۸k
- ۱۸ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط