{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت نهم

پارت نهم
ویو ات

+۰ داشتم با دخترا درباره این وضعیت فاکی حرف می زدیم که سنگینی نگاه کسی رو روی خودم حس کردم برگشتم و با چهره جئون مواجهه شدم که نگاه هامون بهم کره خورد

الا. ات ات دارم باهات حرف می زنم ها
لارا. الا اونجا رو نگاه ( اون ها هم دیدن)
+ امکان نداره
الا. مال کدوم خاندان هستن
+ نمی دونم
لارا. وای خدایا اینا هم خون آشامن
+ لعنتی هویتمون لو رفت

ویو جئون
- شراب کوچولو هم فهمیده ولی واقعا جذاب شده
جیمین. این لباس ها واقعلا بهشون میاد
تهیونگ. احساس می کنم این جوری خوشگل ترن
جین. مثل اینکه سه تا عاشق پیشه داریم
یونگی. خدایا به اینا عقل بده
نامجون. الان اونا می‌دونن ما کی هستیم
جیهوب. اره خوب ما هم می دونیم اون ها کی هستن
- خیلی تو چشمه . ( لبخند از رو لبش رفت) چرا بقیه پسرا دارن اینجوری نگاش می کنن
جیمین. بچم غیرتی شد
همه زدن زیر خنده
....
( جشن شروع شد و پدر تهیونگ داره سخن رانی می‌کنه )
پدر.ت. من همه شما را برای یه پیمان مقدس به اینجا جمع کردم.اتحاد بین خاندان جئون و لی این دشمنی نسل به نسل ادامه پیدا کرده تا الان و من می خوام به عنوان رئیس قبایل تمامش کنم از اونجایی که این اتحاد همیشه شکسته می شد فقط یک راه برای محکم کردنش می مونه ازدواج من از خاندان جئون و لی به همراه ولیعهد شان هایشان بالا بیان

+۰ اه لعنتی پدم بهم اشاره انداخت که باهاش برم منم رفتم
-۰ به همراه اون عوضی رفتم بالا که دیدم شراب کوچولو هم داره میاد بالا یعنی من قراره با این ازدواج کنم ( نیش خند)
+۰ وایستا چرا جئون داره میاد جئون جونگکوک از خاندان جئون دیگه احمق چرا زود تر نفهمیدی من باید با این ازدواج کنم لعنتی
( رو به روی هم قرار گرفتن )
پدر.ت. اگر هر دوی شما مخالف باشید این ازدواج صورت نمیگیره حالا از شما می پرسم شاهدخت لی حاضرید این وصلت سر بگیره
+ نه ( با مکث)
پدر.ت. شاهزاده جئون آیا حاضرید این وصلت سر بگیره
- بله ( با نیشخند )
پدر.ت. پس مبارک باشه
+ چی
پدر.ت. اگه حتی یکی از شما موافق باشه این ازدواج سر میگیره من که گفتم
+ اما
( پدر ات با دستش به ات اشاره کرد که ساکت شه )
(پدر جئون با چشماش به جونگکوک اشاره کرد چه غلطی کردی )
پدر.ت. خوب باید بگم این تنها وصلت ما نیست بلکه از تک پسرم تهیونگ و همچنین از ولیعهد خاندان پارک می‌خوام به این‌جا بیان به همراه دو دختر خواننده دیگر خاندان لی
الا. وای نه ( زیر لب )
لارا. بدبخت شدیم ( زیر لب)
جیمین. گاومون زاید (زیر لب)
تهیونگ. لعنت به این شانس ( زیر لب)
(هر چهار نفر رفتن بالا)
پدر.ت. همون طور که میدونید خاندان لی شراب هایی توضیح می کنن که نمی تونن به خاندان پارک به خاطر دلایل شخصی بدن و من می خوام با ازدواج این مشکل رو حل کنم
پدر.ت. شاهدخت سو لارا و همچنین سو الا آیا حاضرید این وصلت سر بگیرد
الا. لارا. نه
پدر.ت. شاهزاده کیم و شاهزاده پارت آیا حاضرید این وصلت سر بگیره ( به تهیونگ چپ چپ نگاه کرد )
تهیونگ. بله
( پدر جیمین یکی از ابرو هاش رو به معنی تهدید بالا داد )
جیمین. بله
پدر.ت. مبارک باشه به افتخار شون دست بزنید .
دیدگاه ها (۰)

پارت دهم ....پدر.ت. می تونید برید توی اتاق جلسه و صحبت کنید ...

هر دو همینه

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

پارت پنجم توی ماشین الا.....دینگ دینگ دینگ ( گوشیش زنگ خورد)...

پارت چهارم ویو ات توی ماشین ! الا و لارا سوار ماشین ات شدن و...

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

پارت سوم ویو ات ساعت ۱ خورده ای بود که الا اومد توی دفترم ال...

چند پارتی درخواستی

پارت هفتم ویو آت ۰+ وادر عمارت پدرم شدم یا همون عمارت امارت ...

چند پارتی درخواستی

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

رمان جدید *🖤رمان: #عهد_مافیاژانر:مافیایی\ عاشقانه \ازدواج ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط