فیک یونمین ( یونگی و جیمین ) پارت ۴
« هیچ کدوم واقعی نیست » ❌
یونگی : آخ کمرم
- بیا برات ماساژ بدم
- باشه
- لباست
- چی ؟
- در بیار
- ای شیطون . باشه
یونگی لباسش رو در میاره و هردوشون روی تخت میشینن .
یونگی پشت به جیمین میشینه و جیمین محو عضله های بدن یونگی میشه .جیمین شروع میکنه به ماساژ دادن بدن یونگی .
بعد از پنج دقیقه یونگی میگه : خوب شدم . مرسی
یونگی میخواست بلند شه و لباسش رو بپوشه که جیمین دستش رو دور شکم یونگی حلقه میکنه و سرش رو میزاره روی شونه ی یونگی . جیمین نمیدونه یونگی شونه اش رو عمل کرده اما یونگی هیچی نمیگه و با عشق این درد رو تحمل میکنه .
جیمین آروم آروم دستش رو میبره یمت سینه های یونگی . یونگی که متوجه میشه جیمین آروم آروم داره دستش رو میبره یمت سینش ، دست جیمین رو برمیداره و سسریع میزاره روی سینش .
جیمین که کیف میکنه و روی سینه ی یونگی دست میکشه و با سینه ی یونگی بازی میکنه .
یونگی برمگیره و به جیمین میگه : بخواب
- بخوابم
- روی تخت دراز بکش .
- اها
جیمین روی تخت میخوابه اما همین تا یونگی میخواد بخوابه روی جیمین ، جیمین میگه : دفعه ی قبل هم تو روی من خوابیدی .
- کی ؟
- همین یک ساعت پیش
- کجا ؟
- من روی مبل خوابیده بودم و تو هم روی من .
- آه . باشه تو بخواب روی من .
یونگی میخوابه و جیمین لبخند میزنه و میخوابه روی یونگی .
جیمین نزدیک صورت یونگی میشه و یونگی فکر میکنه میخواد لبش رو ببوسه اما بر خلاف انتظار یونگی جیمین میره سراغ گردن یونگی و گردنش رو میبوسه .
یونگی : اهای نمیزاری من ببوسمت ؟
اما جیمین به حرف یونگی توجه نکرد و به بوسیدن گردن یونگی ادامه میده .
یونگی هم میزاره جیمین از بوسیدنش لذت ببره .
هرچه میگذره جیمین بوسیدنش رو وحشی تر و سریع تر میکنه .
جیمین روی گردن یونگی زبون میکشه و گردنش رو میک میزنه .
( شما بگید میک درسته یا مِک ) ؟؟؟؟
یونگی که میبینه کاری نیست که انجام بده، دیتش رو ویبره یمت کمر حیمین و روی کمرش دست میکشه .
جیمین ، از گردن یونگی سیر میشه و سرس رو بلند میکنه چ به یونگی نگاه میکنه . یونگی دستی توی مو های جیمین میکشه .
جیمین روی لب های یونگی ، زبون میکشه و یونگی ازش میخواد که چند بار این کار رو تکرار کنه و حیمین چند بار روی لب یونگی ، زبون میکشه .
یونگی : میشه زبونت رو بیاری بیرون ؟
- ها ؟ برای چی ؟
- تو فقط کاری که گفتم رو انجام بده .
- باشه .
جیمین زبونش رو میاره بیرون و یونگی ، زبون حیمین رو توی دهنش میگیره .
جیمین که از این کار یونگی تعجب کره هیچی نمیگه .
جیمین زبونش رو از توی دهن یونگی میکشه بیرون و تنش رو کاملا میندازه روی یونگی .
یونگی ناخود آگاه دستش میره سمت باسن جیمین . جیمین که متوجه میشه یونکی باسنش رو لمس کرده و خجالت کشیده ، میگه : اشکالی نداره . ادامه بده .
- چ .... چی ؟
- مگه دوست نداری بهم دست بزنی ؟
- خب ...... آره
- پس زود باش
جیمین دوباره میخوابه روی یونگی که یونگی راحت تر به باسنش دسترسی داشته باشه .
یونگی هم که از خداش بود ، دستی روی باسن جیمین میکشه و از روی شلوار باسن جیمین رو لمس میکنه .
جیمین هم از اینکه یونکی داره بهش دست میزنه لذت میبره و همینجور که خوابیده روی سینه های یونگی ، دست میکشه .
چند تا سوال : شیب مورد علاقه شما کیه ؟
بعد از این فیک در مورد کی فیک بنویسم؟
من نمیخواستم این فیک رو ادامه بدم اما یکی از فالوور هام بهم انگیزه داد که من این فیک رو ادامه دادم و من از این فالوور بیش از حد ممنونم
بچه ها فکر کنم فردا بریم شیراز واسه همین احتمالاً نتونم فردا براتون پارت بعدی رو بزارم
این پارت ۴ بود .
لطفاً حمایت کنید تا پارت بعدی رو زود تر بزارم
یونگی : آخ کمرم
- بیا برات ماساژ بدم
- باشه
- لباست
- چی ؟
- در بیار
- ای شیطون . باشه
یونگی لباسش رو در میاره و هردوشون روی تخت میشینن .
یونگی پشت به جیمین میشینه و جیمین محو عضله های بدن یونگی میشه .جیمین شروع میکنه به ماساژ دادن بدن یونگی .
بعد از پنج دقیقه یونگی میگه : خوب شدم . مرسی
یونگی میخواست بلند شه و لباسش رو بپوشه که جیمین دستش رو دور شکم یونگی حلقه میکنه و سرش رو میزاره روی شونه ی یونگی . جیمین نمیدونه یونگی شونه اش رو عمل کرده اما یونگی هیچی نمیگه و با عشق این درد رو تحمل میکنه .
جیمین آروم آروم دستش رو میبره یمت سینه های یونگی . یونگی که متوجه میشه جیمین آروم آروم داره دستش رو میبره یمت سینش ، دست جیمین رو برمیداره و سسریع میزاره روی سینش .
جیمین که کیف میکنه و روی سینه ی یونگی دست میکشه و با سینه ی یونگی بازی میکنه .
یونگی برمگیره و به جیمین میگه : بخواب
- بخوابم
- روی تخت دراز بکش .
- اها
جیمین روی تخت میخوابه اما همین تا یونگی میخواد بخوابه روی جیمین ، جیمین میگه : دفعه ی قبل هم تو روی من خوابیدی .
- کی ؟
- همین یک ساعت پیش
- کجا ؟
- من روی مبل خوابیده بودم و تو هم روی من .
- آه . باشه تو بخواب روی من .
یونگی میخوابه و جیمین لبخند میزنه و میخوابه روی یونگی .
جیمین نزدیک صورت یونگی میشه و یونگی فکر میکنه میخواد لبش رو ببوسه اما بر خلاف انتظار یونگی جیمین میره سراغ گردن یونگی و گردنش رو میبوسه .
یونگی : اهای نمیزاری من ببوسمت ؟
اما جیمین به حرف یونگی توجه نکرد و به بوسیدن گردن یونگی ادامه میده .
یونگی هم میزاره جیمین از بوسیدنش لذت ببره .
هرچه میگذره جیمین بوسیدنش رو وحشی تر و سریع تر میکنه .
جیمین روی گردن یونگی زبون میکشه و گردنش رو میک میزنه .
( شما بگید میک درسته یا مِک ) ؟؟؟؟
یونگی که میبینه کاری نیست که انجام بده، دیتش رو ویبره یمت کمر حیمین و روی کمرش دست میکشه .
جیمین ، از گردن یونگی سیر میشه و سرس رو بلند میکنه چ به یونگی نگاه میکنه . یونگی دستی توی مو های جیمین میکشه .
جیمین روی لب های یونگی ، زبون میکشه و یونگی ازش میخواد که چند بار این کار رو تکرار کنه و حیمین چند بار روی لب یونگی ، زبون میکشه .
یونگی : میشه زبونت رو بیاری بیرون ؟
- ها ؟ برای چی ؟
- تو فقط کاری که گفتم رو انجام بده .
- باشه .
جیمین زبونش رو میاره بیرون و یونگی ، زبون حیمین رو توی دهنش میگیره .
جیمین که از این کار یونگی تعجب کره هیچی نمیگه .
جیمین زبونش رو از توی دهن یونگی میکشه بیرون و تنش رو کاملا میندازه روی یونگی .
یونگی ناخود آگاه دستش میره سمت باسن جیمین . جیمین که متوجه میشه یونکی باسنش رو لمس کرده و خجالت کشیده ، میگه : اشکالی نداره . ادامه بده .
- چ .... چی ؟
- مگه دوست نداری بهم دست بزنی ؟
- خب ...... آره
- پس زود باش
جیمین دوباره میخوابه روی یونگی که یونگی راحت تر به باسنش دسترسی داشته باشه .
یونگی هم که از خداش بود ، دستی روی باسن جیمین میکشه و از روی شلوار باسن جیمین رو لمس میکنه .
جیمین هم از اینکه یونکی داره بهش دست میزنه لذت میبره و همینجور که خوابیده روی سینه های یونگی ، دست میکشه .
چند تا سوال : شیب مورد علاقه شما کیه ؟
بعد از این فیک در مورد کی فیک بنویسم؟
من نمیخواستم این فیک رو ادامه بدم اما یکی از فالوور هام بهم انگیزه داد که من این فیک رو ادامه دادم و من از این فالوور بیش از حد ممنونم
بچه ها فکر کنم فردا بریم شیراز واسه همین احتمالاً نتونم فردا براتون پارت بعدی رو بزارم
این پارت ۴ بود .
لطفاً حمایت کنید تا پارت بعدی رو زود تر بزارم
- ۲.۲k
- ۰۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط