فیک Burn
فیک Burn (سوختن)
Part2
...بریم کلاب یکم دختر بازی ... بعد دو بوق جواب داد : (جین+کوک×)
+هی کوکی چطورت خوبه ؟
×پوفففف همیشه باید اینطوری سلام کنی ؟
+یااااا اعتراف کن خیلی دوسش داری
×کارم این نبود
+درسته ، جانم ارباب جوان ؟ امرتون رو بفرمایید سرورم
×متاسفم ، من با دلقک سیرک تماس گرفتم
+(با خودش زمزمه میکنم بی ذوق) جانم کوک ؟ بگو میشنوم...
×چطوره که امشب بریم بار و کلاب یکم خوش بگذرونیم
+اوه دود (دود : رفیق صمیمی) نمیتونیم
×چرا اونوقت ؟
+هی هی تقصیر من نیست خودت قبول کردی ...
×کدوم شتیو من قبول کردم ؟
+اینکه امشب به مراسم گردهمایی مافیا های سئول برای اومدن سفیر ایتالیا بری خودت ...
×آره آره یادم اومد نمیخواد گوهی که خوردیمو بگی اون پیرمردو دعوت کردم سئول نمیدونم چرا واقعا پوففف باشه آماده شو بیا دنبالم ساعت ۷ و نیم تا ۸ برسیم
+آخه پارتی ساعت ۷ شروع میشه
×دیر رفتن باعث میشه چشم های بیشتری روی ما باشه دادا ، فعلا بای تا بیای
+اوکی فعلا خدافظ
رفتم و دستشویی یه ماسک گذاشتم تا پوستم شفاف شه و بعد از آن دستشویی کردم و بیرون اومدم و موهامو تافت زدم و یک کت بلند کالباسی پوشیدم و یک تنک تاپ کرمی با یقه پایین سفید و شلوار کمی بند دار پوشیدم و بند هاش خیلی بلند بودن پس گرهشون بدم و برای کفش هم چکمه های براق و شیک کالباسی پوشیدم و رفتم پایین و جین در زد با ریموت در رو باز کردم و اومد داخل و اون هم یک پیراهن دکمه دار سفید با کت کوتاه همراه با شالگردن شیری رنگ بلند و شلوار سیاه و کمربند و چکمه های کوتاه مات سیاه پوشیده بود . هردومون خیلی جذاب شده بودیم ، دو انگشتمون رو به شکل ۷ بردیم بالا و نوک انگشت هامونو زدیم به هم و رفتیم سوار ماشین شدیم و رسیدیم به مکان گردهمایی ، از ماشین پیاده شدم و ساعت ۸ شب رو ۳ دقیقه میگذشت ، وارد شدیم اکثرا متوجه ما شدند و تعظیم کردن و وقتی کمی گپ سرد با سفیر ایتالیا زدم سوکجین پیش سفیر موند و من رفتم سمت میز مشروب تا یکم جین سفید خنک وردارم که پسری که اونجا وایساده بود نظرمو جلب کرد .
Part2
...بریم کلاب یکم دختر بازی ... بعد دو بوق جواب داد : (جین+کوک×)
+هی کوکی چطورت خوبه ؟
×پوفففف همیشه باید اینطوری سلام کنی ؟
+یااااا اعتراف کن خیلی دوسش داری
×کارم این نبود
+درسته ، جانم ارباب جوان ؟ امرتون رو بفرمایید سرورم
×متاسفم ، من با دلقک سیرک تماس گرفتم
+(با خودش زمزمه میکنم بی ذوق) جانم کوک ؟ بگو میشنوم...
×چطوره که امشب بریم بار و کلاب یکم خوش بگذرونیم
+اوه دود (دود : رفیق صمیمی) نمیتونیم
×چرا اونوقت ؟
+هی هی تقصیر من نیست خودت قبول کردی ...
×کدوم شتیو من قبول کردم ؟
+اینکه امشب به مراسم گردهمایی مافیا های سئول برای اومدن سفیر ایتالیا بری خودت ...
×آره آره یادم اومد نمیخواد گوهی که خوردیمو بگی اون پیرمردو دعوت کردم سئول نمیدونم چرا واقعا پوففف باشه آماده شو بیا دنبالم ساعت ۷ و نیم تا ۸ برسیم
+آخه پارتی ساعت ۷ شروع میشه
×دیر رفتن باعث میشه چشم های بیشتری روی ما باشه دادا ، فعلا بای تا بیای
+اوکی فعلا خدافظ
رفتم و دستشویی یه ماسک گذاشتم تا پوستم شفاف شه و بعد از آن دستشویی کردم و بیرون اومدم و موهامو تافت زدم و یک کت بلند کالباسی پوشیدم و یک تنک تاپ کرمی با یقه پایین سفید و شلوار کمی بند دار پوشیدم و بند هاش خیلی بلند بودن پس گرهشون بدم و برای کفش هم چکمه های براق و شیک کالباسی پوشیدم و رفتم پایین و جین در زد با ریموت در رو باز کردم و اومد داخل و اون هم یک پیراهن دکمه دار سفید با کت کوتاه همراه با شالگردن شیری رنگ بلند و شلوار سیاه و کمربند و چکمه های کوتاه مات سیاه پوشیده بود . هردومون خیلی جذاب شده بودیم ، دو انگشتمون رو به شکل ۷ بردیم بالا و نوک انگشت هامونو زدیم به هم و رفتیم سوار ماشین شدیم و رسیدیم به مکان گردهمایی ، از ماشین پیاده شدم و ساعت ۸ شب رو ۳ دقیقه میگذشت ، وارد شدیم اکثرا متوجه ما شدند و تعظیم کردن و وقتی کمی گپ سرد با سفیر ایتالیا زدم سوکجین پیش سفیر موند و من رفتم سمت میز مشروب تا یکم جین سفید خنک وردارم که پسری که اونجا وایساده بود نظرمو جلب کرد .
- ۶.۶k
- ۱۵ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط