{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

👈 ‌ بسیار جالب و خواندنی👉

👈 ‌ بسیار جالب و خواندنی👉

در هنگام جنگ‌جهانی دوم بعد از چند هفته بالاخره یک سرباز موفق می‌شود چند روز مرخصی بگیرد.
وقتی به محل سکونت خود می‌رسد متوجه یک کامیون حامل تعدادی جنازه می‌شود که به‌سمت قبرستان می‌رفت و‌ خبردار می‌شود که دشمن آن منطقه را بمباران کرده است لذا برای آخرین بار قصد داشت به جنازه همشهری‌هایش نگاهی بیاندازد که متوجه می‌شود کفشی در میان اجساد وجود دارد که شباهت به کفش همسرش دارد و به‌سرعت به‌سمت خانه می‌دود و متوجه می‌شود خانه‌اش ویران شده لذا پس از این شوک بزرگ خود را به کامیون می‌رساند و آن جنازه را تحویل می‌گیرد که در قبرستان دسته جمعی دفن نشود و با مراسم و احترام خاص دفن کند اما متوجه می‌شود جنازه همسرش هنوز نفس می‌کشد.
لذا او را به بیمارستان می‌رساند و آن زن زنده می‌ماند.
و سال‌ها بعد صاحب فرزندی از آن زن می‌شود.
زنی که قرار بود زنده به‌گور شود.
اسم کودکی که دنیا آمد ولادمیر پوتین، رییس فعلی روسیه است.
این داستان را هیلاری کلینتون در کتابش به‌نام گزینه‌های سخت قید کرده است.
دیدگاه ها (۳۹)

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

یکی بود، یکی نبود...خانواده‌ای بود که زندگی‌شان بوی خدا می‌د...

تک‌پارتییی جدید از سوکجینییی به قلم لینا؟؟صدای باران با صدای...

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌وپنجم | پدرصدای قدم‌ها از بیرون نزدیک‌تر...

آنان که شرم داشتند مُردند؛آتش‌سوزی در حمام‌های زنان در قاهره...

قسمت ۶

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

پارت ۴۹ — آخرین دیداریونگی چند دقیقه همان‌جا ایستاده بود.انگ...

فلش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط