قلبم را

قلبم را
دانه دانه کرده ام,
ریخته ام پشت پنجره ی اتاقت !
فردا
همه ی گنجشکهای
آن حوالی
عاشقت می شوند...
دیدگاه ها (۱)

دلـم که تـنگ میـشه ماهـو نـگاه مـیکنم،نگـاهـش میکنـم و حـس م...

«در ازدحامِ این‌همه اندوهِ بی‌تعبیر، قلبم به ماتمکده‌ای می‌م...

مهربانی دانه‌ای‌ست،حتی اگر ندانی آن را کجا کاشتیروزی به بار ...

یه عکاس حیات‌وحش به اسم "برنت سیزک" لب یه دریاچه‌ تو مینه‌سو...

آدم یک وقت هایی خودش را برای همیشه جا می گذارد!نیمکت های چوب...

*یکی بود، یکی نبود...توی یه گوشه‌ی کوچولوی دنیا، پسری زندگی ...

غم را روانه کرده‌ام به دور دست‌ها. نشسته‌ام پشت پنجره‌‌ی بها...

من دیوانه‌ی توام، نه از آن دیوانگی‌های ساده… از آن جنس که هر...

روزی عشق از پشت پنجره‌ها آغاز می‌شد...نه خبری از پیام بود، ن...

آنقَدَر اُمیدها به قلبم خیانت کرده‌اَند،که هر گاه به شادیِ ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط