{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلـم که تـنگ میـشه ماهـو نـگاه مـیکنم،

دلـم که تـنگ میـشه ماهـو نـگاه مـیکنم،
نگـاهـش میکنـم و حـس میکـنم تـورو میبـینـم.
دوری ازم و نمیـتونـم بغـلت کنـم،
ولـی اگ چشـمـت بـه مـاه از پشـت پنـجـره ی اتاقـت افتاد،بـدون که از دور دلتـنگ بنـد بـند وجـودتـم قـلـب مـن...!♥🖇
دیدگاه ها (۲)

https://wisgoon.com/kookjkoooمن اولین و آخرین خریدار اداتمام...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p37نینا قدمی به عقب برداشت.«ترجیح می‌دم ه...

سناریو ریندو

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

وقتی جونگ محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت،عاشق شد...

لبخند قاتلپارت²⁰ویو جونگ‌کوکنگاهم از روی ماشین مشکی برداشته ...

جنگل نفرین شده پارت ۱۴

My professorChapter:2Part:114یهو مچ دستمو کشید و صورتم محکم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط