#سناریو

#سناریو
#درخواستی
وقتی دیر میان و تو سر میز غذا خوابت می‌بره

نامجون: *به خاطر اینکه دیر اومده عذاب وجدان گرفته*

جین : اروم بیدارت میکنه و باهم غذا میخورین

یونگی: چاگیا بیدار شو من....معذرت میخوام *با اروم ترین حالت ممکن*

هوسوک:* دلش نمیاد بیدارت کنه اما چون گرسنه ای این کارو میکنه*

جیمین: بیب؟ بلندت میکنه میبرتت رو تخت

تهیونگ: به کیوت بودنت خندش میگیره و سعی میکنه بدون اینکه بیدارت کنه ببرتت اتاق

کوک: گریش میگیره
دیدگاه ها (۴)

سناریو بلولاک وقتی داریم خودکشی میکنیم و میخوایم خودمونو از ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.3ته مین:خب وقتی با...

پارت۸که جونگکوک با گریه از خواب بیدار شد و محکم یوری رو بغل ...

نام رمان (عشق میان ما

آوای شبپارت ۲۲ویو نویسنده انیا و دامیان بیدار شدن و صبحانه ر...

ببخشید این پارت رو جا گذاشتمپارت ۳۳یونگی میخوای چطور تنبهش ک...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

stolen

#تکپارتیموضوع:(وقتی سر یک موضوعی قهر کردیم ولی اون طاقت دعوا...

سناریو سانزو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط