{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به تنهایی معتاد بودم

من به تنهایی معتاد بودم
اگر هرروز کمی با خودم خَلوت نمی‌کردم مثل این بود که ضعیف‌تر می‌شدم، چیزی نبود که به آن افتخار کنم اما وابسته‌اش شده بودم، تاریکیِ داخل اتاق، برایم مثل نورِ آفتاب بود.





#لایک‌یادت‌نره🤗♥️
#استوری#ایده#کپشن#عاشقانه
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۴

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

ستاره ی من(پارت۳)

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۱۳

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۱۵

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_64پلاستیک رو باز کردم لباس خ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁵ویو: اتماشین جلوی خونه‌ی بابا مت...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Sixویوی جونگ کوک :اصلا نمی‌دونست...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.6 (روایت از زبان ا...

قسمت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط