اگر چه دور از تو شوم، یار وفادار توام

اگر چه دور از تو شوم، یار وفادار توام
جدا ز تو و همسفر، عشق شرر بار توام
اگرقصد سفر دارم
خدا داند که ناچارم
دفتر خاطرات ما
مانده برای ما به جا
ثمر می‌دهد صبر و شکیبایی ما
به پایان رسد قصه تنهایی ما
چه رخشان شود اختر خوشبختی ما
چه زیبا شود عالم رویایی ما
اگرقصد سفر دارم
خدا داند که ناچارم
دفتر خاطرات ما
مانده برای مابه جا

چه غم آفرینی - چه دلگیری ای غروب جدایی
که گسترده‌ای سایه به کاشانه‌ی ما
چه جان‌ها که سوزد ز شرار گنه تو
چه دل‌ها که نالد ز غمت پیش خدا
توئی هم‌چو من خسته ز بیداد زمان
به دامان نکن اشک غم از دیده روان
دل من بود تا به ابد خانه‌ی تو
نمی‌افتد این خانه به دست دگران
اگرقصد سفر دارم
خدا داند که ناچارم
دفتر خاطرات ما
مانده برای ما به جا
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

وقتی تو مال منی ، وقتی در لحظه های دلتنگی در کنارمی ،دیگر چه...

سوئد و سوئیس و فنلاند نیست بازی های تنیس تهران است جمهوری اس...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

یک پنجره فولاددلم تنگ تو آقاستای کاش که زوار خراسان تو بودم....

به سر می دوم رو به خانه توکه شاید بیابم نشانه توفتاده ز پا خ...

نظری شاها ز بصر تا چند گهر بارم که مگر آید ز سفر یارم غم ...

لحظه ای پیش من ای یار طبیبانه بیاسینه ام پر شده از مهر صمیما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط