{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به سر می دوم رو به خانه تو

به سر می دوم رو به خانه تو
که شاید بیابم نشانه تو
فتاده ز پا خسته آمده ام
که سر بگذارم به شانه تو

به یادت به هر سو نظاره کنم
ز داغت به تن جامه پاره کنم
غمت گر به جانم شرر نزند
هوای جنونم به سر نزند

امید دلم در برم بنشین
تا مگر ز دلم غم برون برود
وگر نه ز چشم نخفته من تا سپیده دمان
جوی خون برود

ز جور فلک مانده در قفسم
تا به سنگ ستم پر شکسته مرا
وگر این قفس را بر هم شکنم
تا کجا ببرد بال خسته مرا

نخیزد نغمه مستانه تو
شده پر گرد غم کاشانه تو
گرفته شعر تو روی زمین را
چرا زیر زمین شد خانه تو

به سر می دوم رو به خانه تو
که شاید بیابم نشانه تو
فتاده ز پا خسته آمده ام
که سر بگذارم به شانه تو
دیدگاه ها (۱)

شبتان خوش .............زلالِ سبزه زارانشکوهِ باد و باراننگاه...

ڪاشڪے محڪومِ اغوشت شوم شاید ڪـہ تو باورت گردد ڪـہ من زند...

یاد باد آن که ز ما یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکردبه وداع...

ای بی وفا راز دل بشنو از خموشی من این سکوت مرا ناشنیده مگیرا...

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

از ترس تا اعتمادpart: 1 ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁵﴿ویو تهیونگ﴾با اشاره‌ی دستم، همه در سک...

پارت ۲۴صدایِ آهنگِ پرانرژیِ عروسی از داخلِ سالن می‌اومد، اما...

خواهر یه کوالا پارت ۲۴

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁹صبح، جنگل آرام‌تر از همیشه بود. صد...

پارت ۲۱شب شده بود. صدای بارون که از پنجره میومد، خونه رو کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط