انگار بزنی تو گوش یه بچه سه چهار ساله و بعد بگی

انگار بزنی تو گوش یه بچه سه چهار ساله و بعد بگی
خاله بازیت دروغه...کسی خونه تو مهمون نمیاد...
تو اصلا خونه نداری....عروسکت اصلا جون نداره
که بخواد تورو دوست داشته باشه...پلاستیکیه...نگا این پاشه،
کنده میشه... این دستشه ،اینم کنده میشه ...چشاش نقاشیه....
تواصلا چه جوری با این حرف میزدی؟!؟!
و اون فقط زل بزنه تو چشاتو با صورت سرخ از سیلی هیچی نگه...
فقط اشک بریزه......
فقط اشک بریزه......
🎈
دیدگاه ها (۲)

۳پارتی سینا ساعی وقتی

رمان عشق ممنوع

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

#pain#P¹⁰³#Season²جونگکوک برمیگرده به سمتش. _ و اگر نخوام که...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۶سریع دوش گرفتم و آرایش کردم...

۹۰ لایک و ۱۲۰ کام و ۳۰ بازنشر ۱۰ فالوکم کم میخوام لایک هارو ...

پشت صحنه جادوییپارت ۳ تهیونگ نشست روی صندلی کنار تخت تهیونگ:...

چشم های زن و شوهر از تعجب گرد شد. این تصمیم میتونست زندگیشون...

تک پارتی وقتی بهت خیانت کرد ولی فهمید ....... ( علامت ها ات ...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط