{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

1 : 45 a clook

part: 38
_______________
-:خب خانم دست و پا چلفتیه کوچک، چه بلایی سر ماشینت اوردی؟
:ولش کن
-:بگو میخوام به بچها بگم بگردن پیدا کنن ماشینو

کل قضیه رو از اول تا اخر برا جونگکوک تعریف کردم

-:چییی؟؟ دو دستی ماشینو تحویل دادی؟(با تعجب و یکم داد)
:عهه خب چیکار کنم با چاقو میزد میکُشتم خوب بود؟ دیگه اونطوری وکیل مکیلی ام در کار نبود(طلبکارانه)
-:واقعا که نوبری
:عه جونگکوک چیکار میکردم پسره چاقو گرفته بود سمتم
-:به بچها میگم بهت یه اسلحه ای چیزی بدن
:چی چی بدن؟
-:اسلحه، یونو؟ اشنایی داری دستو پا چلفتی؟
:ایبابا کوچولو گفتنت کم بود الانم دستو پا چلفتی؟
-:نیستی؟

چشمام رو تو حدقه چرخوندم و موهام رو با دستم عقب دادم و برگشتم دوباره به جونگکوک نگاه کردم

:میخای پیادم کنی دنبال بهونه ای؟
-:شاید(با لبخند)

چند ثانیه ای گذشت و جونگکوک دوباره به حرف اومد:نمیخای ناراحت شی و بهت بربخوره و پیاده شی؟
:که راحت شی؟ (پوزخندی زدم و تکیه دادم و خمار به جونگکوک نگاه کردم) عُمرا
جونگکوک لبخندی زد و به راهمون ادامه دادیم و رسیدیم به عمارت



پرش زمانی به روزه مهمونی
ساعت ۲ ظهر/ سئول گانگنام

لباسام رو آماده کرده بودم و دوشم هم گرفته بودم و داشتم با دو هی رو تختم چت میکردم و کاملا گرم حرف زدن با اون بودم که صدای در اومد

:بله؟
در رو باز کردم و جونگکوک رو دیدم که اومد داخل و رفت
دیدگاه ها (۴)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 188♡⁠。⁠)⁩قاشق ق...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))Part:9ویو لارا [شب | ساعت ۱۲🌑]کم ک...

Cruel Love.پارت ۲ .که ، جونگکوک گفت:میشه اتاقم رو نشون بدین...

My_idol

Pat:5اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک. جواب دادم و سریع گفت زنتو گ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part65وسطای مراسم بودیم که من دیگه حالم به خو...

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

the missing link part¹⁵سوهی با خودش فکر کرد منطقی به نظر میا...

#My_company_model پارت ۳۸ویو بیناصبح با دل درد شدید از خواب ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط