آغوش ممنوعه🚫🫂🌌
آغوش ممنوعه🚫🫂🌌
#part65
وسطای مراسم بودیم که من دیگه حالم به خودم نبود
و حالم خیلی بد بود
حس میکردم زیر پام خالیه تعادلمو از دست دادم که افتادم تو بغلش
قهقهه ای زدم
ولی اخم کرده بود کامل بلندم کرد
سوار ماشینم کرد و خودشم نشست پشت رول تند میروند عصبی بود
یهو ترمز زد
سعید:پیاده شو
من:چییی
پیاده شد و در سمت منو باز کرد بازومو گرفت و پیادم کرد
سعید:خیلی عصبیم نفس هیچی نگو الان
منو تا روی تختم بغل کرده بود
دلم نمیخواست از بغلش پیاده بشم
ولی بزور پیادم کرد رو تخت
سعید:لباساتو عوض کن من میرم توی هال
رفت و درم بست
اینجا بود که فرق بین سعید و آراد و خیلی خوب فهمیدم
بلند شدم و بزور لباسامو عوض کردم
همینکه خواستم دوباره دراز بکشم حالم بد شد
رفتم توی سرویس و بالا آوردم
سعید هول شده اومد سمتم
سعید:چی شد یهو خوبی؟
سری تکون دادم و بیحال رفتم سمت یخچال... ..
#part65
وسطای مراسم بودیم که من دیگه حالم به خودم نبود
و حالم خیلی بد بود
حس میکردم زیر پام خالیه تعادلمو از دست دادم که افتادم تو بغلش
قهقهه ای زدم
ولی اخم کرده بود کامل بلندم کرد
سوار ماشینم کرد و خودشم نشست پشت رول تند میروند عصبی بود
یهو ترمز زد
سعید:پیاده شو
من:چییی
پیاده شد و در سمت منو باز کرد بازومو گرفت و پیادم کرد
سعید:خیلی عصبیم نفس هیچی نگو الان
منو تا روی تختم بغل کرده بود
دلم نمیخواست از بغلش پیاده بشم
ولی بزور پیادم کرد رو تخت
سعید:لباساتو عوض کن من میرم توی هال
رفت و درم بست
اینجا بود که فرق بین سعید و آراد و خیلی خوب فهمیدم
بلند شدم و بزور لباسامو عوض کردم
همینکه خواستم دوباره دراز بکشم حالم بد شد
رفتم توی سرویس و بالا آوردم
سعید هول شده اومد سمتم
سعید:چی شد یهو خوبی؟
سری تکون دادم و بیحال رفتم سمت یخچال... ..
- ۱.۵k
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط