معامله سیاه ۱
در فضای سنگین و پر از دود قمارخانه زیرزمینی سکوت مرگباری حکمفرما بود شوگا با چهرهای سرد و بیروح آخرین کارت خود را روی میز چوبی انداخت پدر ا/ت در حالی که دستانش میلرزید متوجه شد که نه تنها ثروتش بلکه آینده دخترش را هم در یک شرطبندی احمقانه از دست داده است
شوگا بدون اینکه نگاهی به ا/ت بیندازد از جا بلند شد و با صدایی بم و آرام گفت
شوگا گفت «من به دنبال یک همراه یا خدمتکار نیستم تو حالا بخشی از داراییهای سازمان سایه هستی»
ا/ت که ۱۷ سال بیشتر نداشت با ترس و ابهام به این مرد ۳۵ ساله نگاه میکرد که قدرت در چشمانش موج میزد اما شوگا هدف دیگری داشت
ماموریت مخفی شوگا متوجه شده بود که ا/ت استعداد عجیبی در تحلیل کدها و باز کردن قفلهای دیجیتال دارد
هدف او به ا/ت نیاز داشت تا به سیستم امنیتی رقیبش نفوذ کند
شرط آزادی شوگا به او قول داد که اگر در این عملیات موفق شود بدهی پدرش را پاک کرده و او را آزاد کند
ا/ت به عمارت مجلل اما سرد شوگا منتقل شد او به جای لباسهای فاخر با یک لپتاپ پیشرفته و نقشههای امنیتی روبرو شد شوگا بالای سر او ایستاد و گفت
شوگا گفت «فقط ۴۸ ساعت وقت داری تا راه نفوذ به خزانه مرکزی رو پیدا کنی در دنیای من اشتباه یعنی حذف شدن»
ا/ت حالا باید بین ترس از مافیا و استفاده از هوش خود برای نجات جانش یکی را انتخاب میکرد او متوجه شد که در این بازی قدرت هیچکس قابل اعتماد نیست حتی مردی که او را خریده است
ا/ت در حالی که عرق سرد بر پیشانیاش نشسته بود، آخرین لایه امنیتی را شکافت. اما ناگهان، صفحه مانیتور به رنگ قرمز درآمد. یک پروتکل پنهان فعال شده بود که به جای باز کردن مسیر، موقعیت دقیق آنها را برای دشمن ارسال کرد.
سیگنال مستقیماً به مرکز فرماندهی رقیب ارسال شد.
تیم ضربتی شوگا که در نزدیکی خزانه مستقر بود، مجبور به عقبنشینی فوری زیر آتش سنگین شد.
تجهیزات گرانقیمتی که برای این نفوذ تهیه شده بود، از بین رفت.
صدای قدمهای سنگین شوگا در راهرو پیچید. او در را با شدت باز کرد. فضای اتاق از خشم او سنگین شده بود. او به سمت میز ا/ت رفت و با صدایی که از شدت عصبانیت میلرزید اما همچنان سرد بود، گفت:
شوگا گفت: «من بهت هشدار داده بودم، ا/ت. تو فقط یک کار داشتی و اون مخفی موندن بود. حالا نه تنها ماموریت شکست خورده، بلکه تمام شبکه من تحت تعقیبه.»
او لپتاپ را با شتاب بست و ادامه داد:
شوگا گفت: «فکر کردی این یک بازی کامپیوتریه؟ اشتباه تو باعث شد صدمات جبرانناپذیری به سازمان وارد بشه. حالا باید راهی پیدا کنی که این گندکاری رو جمع کنی، وگرنه دیگه نیازی به یک هکر ناشی ندارم.»
ا/ت متوجه شد که دشمن در حال ردیابی معکوس است تا به سرورهای اصلی شوگا نفوذ کند. او تنها چند دقیقه فرصت داشت تا جلوی نابودی کامل سیستمهای شوگا را بگیرد.
در حالی که شوگا بالای سر ا/ت ایستاده بود و فشار عصبی به اوج خود رسیده بود، انگشتان لرزان ا/ت روی کیبورد لغزید. او قصد داشت پروتکل پاکسازی را فعال کند، اما در میان آشفتگی و ترس، دکمه را فشار داد.
تمام لیست اسامی و موقعیتهای مخفی افراد شوگا به سرور دشمن ارسال شد.
سیستم خودکار امنیتی، به دلیل فعالیت مشکوک، دسترسی خود ا/ت را هم مسدود کرد؛ یعنی او دیگر حتی نمیتوانست جلوی ارسال اطلاعات را بگیرد.
صدای آژیر قرمز در تمام عمارت پیچید که نشاندهنده نفوذ متقابل دشمن به شبکه داخلی بود.
شوگا برای لحظهای در سکوت مطلق فرو رفت. این سکوت از فریاد هم ترسناکتر بود. او به صفحه مانیتور که عبارت "ارسال موفقیتآمیز" را نشان میداد، خیره شد. سپس با خونسردی وحشتناکی، صندلی ا/ت را به عقب هل داد.
او با صدایی بسیار آرام و برنده گفت:
شوگا گفت: «تو فقط عملیات رو لو ندادی... تو حکم نابودی کل سازمان من رو امضا کردی. دشمن الان میدونه ما کجا هستیم و کی هستیم.»
شوگا بدون اینکه نگاهی به ا/ت بیندازد از جا بلند شد و با صدایی بم و آرام گفت
شوگا گفت «من به دنبال یک همراه یا خدمتکار نیستم تو حالا بخشی از داراییهای سازمان سایه هستی»
ا/ت که ۱۷ سال بیشتر نداشت با ترس و ابهام به این مرد ۳۵ ساله نگاه میکرد که قدرت در چشمانش موج میزد اما شوگا هدف دیگری داشت
ماموریت مخفی شوگا متوجه شده بود که ا/ت استعداد عجیبی در تحلیل کدها و باز کردن قفلهای دیجیتال دارد
هدف او به ا/ت نیاز داشت تا به سیستم امنیتی رقیبش نفوذ کند
شرط آزادی شوگا به او قول داد که اگر در این عملیات موفق شود بدهی پدرش را پاک کرده و او را آزاد کند
ا/ت به عمارت مجلل اما سرد شوگا منتقل شد او به جای لباسهای فاخر با یک لپتاپ پیشرفته و نقشههای امنیتی روبرو شد شوگا بالای سر او ایستاد و گفت
شوگا گفت «فقط ۴۸ ساعت وقت داری تا راه نفوذ به خزانه مرکزی رو پیدا کنی در دنیای من اشتباه یعنی حذف شدن»
ا/ت حالا باید بین ترس از مافیا و استفاده از هوش خود برای نجات جانش یکی را انتخاب میکرد او متوجه شد که در این بازی قدرت هیچکس قابل اعتماد نیست حتی مردی که او را خریده است
ا/ت در حالی که عرق سرد بر پیشانیاش نشسته بود، آخرین لایه امنیتی را شکافت. اما ناگهان، صفحه مانیتور به رنگ قرمز درآمد. یک پروتکل پنهان فعال شده بود که به جای باز کردن مسیر، موقعیت دقیق آنها را برای دشمن ارسال کرد.
سیگنال مستقیماً به مرکز فرماندهی رقیب ارسال شد.
تیم ضربتی شوگا که در نزدیکی خزانه مستقر بود، مجبور به عقبنشینی فوری زیر آتش سنگین شد.
تجهیزات گرانقیمتی که برای این نفوذ تهیه شده بود، از بین رفت.
صدای قدمهای سنگین شوگا در راهرو پیچید. او در را با شدت باز کرد. فضای اتاق از خشم او سنگین شده بود. او به سمت میز ا/ت رفت و با صدایی که از شدت عصبانیت میلرزید اما همچنان سرد بود، گفت:
شوگا گفت: «من بهت هشدار داده بودم، ا/ت. تو فقط یک کار داشتی و اون مخفی موندن بود. حالا نه تنها ماموریت شکست خورده، بلکه تمام شبکه من تحت تعقیبه.»
او لپتاپ را با شتاب بست و ادامه داد:
شوگا گفت: «فکر کردی این یک بازی کامپیوتریه؟ اشتباه تو باعث شد صدمات جبرانناپذیری به سازمان وارد بشه. حالا باید راهی پیدا کنی که این گندکاری رو جمع کنی، وگرنه دیگه نیازی به یک هکر ناشی ندارم.»
ا/ت متوجه شد که دشمن در حال ردیابی معکوس است تا به سرورهای اصلی شوگا نفوذ کند. او تنها چند دقیقه فرصت داشت تا جلوی نابودی کامل سیستمهای شوگا را بگیرد.
در حالی که شوگا بالای سر ا/ت ایستاده بود و فشار عصبی به اوج خود رسیده بود، انگشتان لرزان ا/ت روی کیبورد لغزید. او قصد داشت پروتکل پاکسازی را فعال کند، اما در میان آشفتگی و ترس، دکمه را فشار داد.
تمام لیست اسامی و موقعیتهای مخفی افراد شوگا به سرور دشمن ارسال شد.
سیستم خودکار امنیتی، به دلیل فعالیت مشکوک، دسترسی خود ا/ت را هم مسدود کرد؛ یعنی او دیگر حتی نمیتوانست جلوی ارسال اطلاعات را بگیرد.
صدای آژیر قرمز در تمام عمارت پیچید که نشاندهنده نفوذ متقابل دشمن به شبکه داخلی بود.
شوگا برای لحظهای در سکوت مطلق فرو رفت. این سکوت از فریاد هم ترسناکتر بود. او به صفحه مانیتور که عبارت "ارسال موفقیتآمیز" را نشان میداد، خیره شد. سپس با خونسردی وحشتناکی، صندلی ا/ت را به عقب هل داد.
او با صدایی بسیار آرام و برنده گفت:
شوگا گفت: «تو فقط عملیات رو لو ندادی... تو حکم نابودی کل سازمان من رو امضا کردی. دشمن الان میدونه ما کجا هستیم و کی هستیم.»
- ۴.۳k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط