🎸𝓘𝓽'𝓼 𝓱𝓲𝓼 𝓵𝓪𝓾𝓰𝓱𝓽𝓮𝓻, 𝓘 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓲𝓽 ♡🎸

🎸𝓘𝓽'𝓼 𝓱𝓲𝓼 𝓵𝓪𝓾𝓰𝓱𝓽𝓮𝓻, 𝓘 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓲𝓽 ♡🎸


𝓟𝓪𝓻𝓽_4



نویسنده؟!؟شعله‌بانو!!



{کهربا}


∆توی درگیری چاقو خورده...


بردیمش اتاق و...

دستامو گذاشتم روی پیراهنش...

خون روس پخش شده بود...


سریع لباسشو پ‍.‍اره کردیم...


=مشکلش خاص نیست...
زخمشو تمیز کن و بخیه بزن...
این بیمار تو..


گفت و رفت...

ها؟
اگه خلافکار بود چی؟

خدایا!!


ولی به هر حال من پرستار بودم و وظیفه‌ام بود ازش مراقبت کنم چه خلافکار بود چه نبود...



آروم زخمو تمیز کردم...


بخیه زدم و..

خون زیادی از دست داده بود...


°دلارام..

روشو کرد طرفم..


^هوم؟


°خون زیادی از دست داده یه آزمایش ازش بگیر و بعدم براش خون بیار...


سری تکون داد و رفت...


دوست پسر روی تخت خیلی بی‌قرار بود...

اومد داخل اتاق و...


∆چطوره؟!
خوبه؟
زنده‌ میمونه دیگه...




♫⁩ادامه‌دارد♫⁩


#خنده‌_هاشو_عشقه
دیدگاه ها (۰)

🎸𝓘𝓽'𝓼 𝓱𝓲𝓼 𝓵𝓪𝓾𝓰𝓱𝓽𝓮𝓻, 𝓘 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓲𝓽 ♡🎸𝓟𝓪𝓻𝓽_2نویسنده؟!؟شعله‌بانو!!{...

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:19وقتی به داخل خونه رفتن دیار درو ب...

Devil....پارت بیست و پنجم ________________ویو ا.تجونگکوک سمت...

به وقت عاشقیپارت۸از دید اکومیکو روی زمین افتاده بود و ازش خو...

🔰B̷a̷n̷g̷ T̷e̷n̷ b̷o̷y̷s̷🔰..🖤⛓️M̷A̷F̷I̷A̷⛓️🖤.."پارت"1̷7̷

دکترمافیا پارت ۱

فریب کارp35

فیک That's everything to me🤍🧚🏻‍♀️پارت⁴⁸

((ا/ت))+روانییییی…. چرا منو اوردی اینجا..??? *پس گفتی تو کره...

پارت ۳۸ : اومد تو اشپزخونه .روی صندلی نشست و منم شیری که گرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط