{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خلاصه‌ لایو تهیونگ

خلاصه‌ لایو تهیونگ


همین الان غذامو تموم کردم و لایو گذاشتم چون خیلی حوصلم سر رفته بود

سعی کردم ناخونامو عین هوبی هیونگ لاک بزنم. فکر کنم این اولین و آخرین باری باشه که این کارو میکنم. باید برای ضبط یه چیزی این کارو میکردم. بهم گفتن این سه هفته ای میمونه. ولی آره... امتحانش کردم
فقط اومدم دربارشون بهتون پز بدم
گوشیم شارژ نداره برای همین دیگه لایو و قطع میکنم‌. دفعه دیگه میام و دوباره لایو میذارم. دیگه میرم بخوابم
دیدگاه ها (۲)

★彡   Part 63 彡★ با برخورد شدید نور خورشید چشم هام رو باز کرد...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.13دکتر:به احتمال 99/9درصد...دیگه ب...

KIM V

های، این هان جیسونگه، پسر تولدی امروز.خیلی خوشحالم که تونستم...

🐰همه پروژه‌های تولدمون رو دیدم. خیلی ممنونم از همه تون🐰فکر م...

این فیک هم تموم شد خیلی ازتون ممنونم که فیکمو خوندین و حتی ب...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۱(موقعیت:خوابگاه UA) (زمان: ۴:۳۹)**م...

سلام بچه هامیخواستم یه چند کلام حرف بزنم .من خیلی وقته دارم ...

پیام هانیییی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط