(شب آرزوها)

(شب آرزوها)

زمین پر از فرشته است،
پایین آمده اند؛
از کنارت که رد می شوند،می فهمی...
دستشان را که روی شانه ات میگذارند،حس می کنی...

راستی حیاط دلت را آب و جارو کرده ای؟
دعاهایت را آماده گذاشته ای؟
آرزوهایت را مرور کرده ای؟
می دانی که به تو هم سر می زنند؟
می آیند و چهارگوشه دلت را نور و گلاب می پاشند؛؛
می آیند و توی دستشان دعای مستجاب شده و عشق است؛؛

مبادا بیایند و تو نباشی؛
مبادا درِ دلت را بسته باشی؛
مبادا در بزنند و تو نفهمی؛
مبادا...

کوچه دلت را چراغانی کن،
دم در بنشین و منتظر باش،
فرشته ها حتما می آیند،
خدا آنسوتر منتظر است...
مبادا که فرشته ها دست خالی برگردند..!

آرزو کن …
آرزوهایی به بزرگی مستجاب کننده اش...
دیدگاه ها (۱۳)

عاشقانه های شبنم

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

پرنسس ناخواسته

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

فاصله یک لبخند تا جنون

انتقام یا عشق

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3«ویو ا.ت»از صبح چند بار گوشیم رو برداشتم که به کوک...

کن نیچیوا ❤️‍🔥اومدم با پارت ۴ این سناریو ی شاهکار...لایک پار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط