فیک مافیای سیاه من part 11

(Part 11)
صبحانه رو میخورن و یونگی میگه...
یونگی:عشقم ببین الان بهت میگم ولی نگران نباش درستش میکنم
ا/ت:یونگی بگو چیشده دارم نگران میشم
یونگی:خب..ببین..پدرت...اون...
ا/ت:یونگی بگوووو
یونگی:خب...پدرت....پدرت فهمیده ما نیستیم و عصبانی شده و مامانت الان بیمارستانه
ا/ت:چ..چی؟؟...یعنی چییی...چیکار کردهههه...حال‌مامانم خوبههه؟؟(با بغض)
یونگی:اره عشقم مامانت خوبه نترس
ا/ت:من‌میخوام...من‌میخوام برم پیش مامانم عشقم لطفا بریم(با گریه)
یونگی:باشه عشقم‌میریم گریه نکن(ا/ت رو میگیره رو بغلش)
ا/ت:اگه دیر برسیم چییی(با گریه)
یونگی:نه عشقم یه موقع میرسیم..
ا/ت:باشه پس زود بریم لطفا(با بغض)
یونگی:باشه عشقم..یه جت شخصی دارم با اون میریم..
ا/ت:باشه پس من لباس میپوشم
یونگی:اوکی برو اماده شو

چند دقیقه بعد ا/ت و یونگی اماده میشن که برگردن کره جنوبی بعد حدود یک روز برمیگردن کره جنوبی و میرن بیمارستانی که مامان ا/ت بستری بود...میرسن و بابای ا/ت رو میبینن که روی صندلی نشسته...
ا/ت:بابا(با داد و گریه)
ب.ا/ت:(میره و به ا/ت سیلی میزنه)دختره ی..(یونگی میپره وسط حرفش)
یونگی:اینجا بیمارستانه وقتی رفتی خونه میتونی دخترتو دعوا کنی..ولی اون کار اشتباهی نکرده الانم بس کن
ب.ا/ت:باید از تو دستور بگیرم؟؟؟(میره یونگی رو بزنه که ا/ت داد میزنه)
ا/ت:بابااااااا...بسههههعع....با مامان چیکار کردیییی..مامانم کجاستتتت(با داد و گریه)
ب.ا/ت:کاری که باید میکردم(فحش ازاد🗿😂)
ا/ت:هه...کاری که باید میکردی؟؟؟نشونت میدم باید چیکار مبکردی(اوه اوه عصبانی شد😂)

ا/ت میره و یه چاقو برمیداره(از کجا برمیداره خدا میدونه😂)و میگه...
ا/ت:باید منو بکشی....بابااااا باید منو بکشی(اینم تنش میخاره هااا)
ب.ا/ت:ا/تتتتت بس کننننن(با داد)
ا/ت:نمیکشی؟؟پس خودم تمومش میکنم
یونگی:عشقممم نکنننن(ا/ت رو میگیره)
ا/ت:عشقم ولم کن...خسته شدم...

یونگی سعی داشت که چاقو رو از دست ا/ت بگیره که چاقو میخوره به دست ا/ت و زخم میشه و ا/ت بیهوش میشه(نمیدونم چرا فیلم ترکی شد😂)
یونگی:(با استرس پرستار رو صدا میکنه)

پرستارا ا/ت رو میبرن تو یکی از اتاقا و پانسمانش میکنن و بعد چند ساعت ا/ت بهوش میاد و سراغ مامانشو میگیره و سعی میکنه بره پیش مامانش که‌میوفته.....


راستی فردا امتحان دارم برام دعا کنید امتحانمو خوب بدم اگه خوب بدم چند پارت باهم براتون میزارم
دیدگاه ها (۳)

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

تکپارتی جونگ کوک

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

"اگـه لـبـاسـ زیـرتـونـ رو (🗿) تـو اتـاقـشـونـ جـا بـزاریـد"...

سناریو کازتورا پارت اخر

My Boy❄

سناریو مایکی پارت اخر

پارت۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط