{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا زنده باشم، چون کبوتر، دانه می خواهم

تا زنده باشم، چون کبوتر، دانه می خواهم
امروز محتاج تو ام، فردا نمی خواهم
آشفته ام؛ زیبایی ات باشد برای بعد
من درد دارم، شانه ای مردانه می خواهم
از گوشه ی محراب عمری دلبری جستم
اکنون خدا را گوشه ی میخانه می خواهم
می خندم و آیینه می گرید به حال من
دیوانه ام! هم صحبتی دیوانه می خواهم
در را به رویم باز کن! اندوه آوردم
امشب برای گریه کردن شانه می خواهم

 
علیرضا بدیع
دیدگاه ها (۲)

دل به دامِ تو اسیر است، زمینگیرش کنزلف بگشا و به یک حلقه به ...

سهم خود را از خوشی ها بیش و کم برداشتمچند روزی در کنار تو قد...

مرگ من روزی فرا خواهد رسیددر بهاری روشن از امواج نوردر زمستا...

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺷﻬﺮﯾﺎﺭ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺍﺵ ﺭﻭ ﺭﻭﺯ ﺳﯿﺰﺩﻩ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺑﺎﻫﻤﺴﺮ ﻭﺑﭽﻪ ﺑ...

عاشقانه های شبنم

🎻۲۲:۱۸ | خیابان Saint-Jacques، منطقه پنجمدست‌هایش در جیب کتش...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ² اردوگاه نظامی کره‌جنوبی، برخلاف سک...

پارت اول._*بی گناهان*_

.....تا زنده باشم چون کبوتر دانه می خواهمامروز محتاج توام؛ ف...

تا زنده باشم چون کبوتر دانه می خواهم امروز محتاج توام؛ فردا ...

تا زنده باشم چون کبوتر دانه می خواهم امروز محتاج توام؛ فردا ...

عاشقانه

تا زنده باشم چون کبوتر دانه می خواهمامروز محـــتاج توام فردا...

تا زنده باشم چون کبوتر دانه می خواهمامروز محتاج توام؛ فردا ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط