{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب بهترین و قشنگترین حس دنیا رو تجربه کردم, بعد یه هفته

امشب بهترین و قشنگترین حس دنیا رو تجربه کردم, بعد یه هفته که رفتم خونه, مادرم اومد و پیشونیمو بوسید و گفت : پسرم خیلی دلم برات تنگ شده بود, تا حالا اینقد ازش دور نبودم, واقعا وصف نکردنی دلتنگی یک مادر, .... خالصانه و ابدیه, قابل مقایسه با هیچ یک از دلتنگیهای موارد دیگه نیست.....
دیدگاه ها (۸)

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2 وقتی یکی تورو کتک زده و جیمین باخبر میشه...«ویو ا...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

Love and the moonPart28وارد شرکت شدیم کوک دستم محکم گرفته ب...

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

My lovely neighbor part : 58

I'm not jealous part 60اسم دختر کوچولوشون هارامه خیلی کیوته ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²²ویو: اتچمدونم روی تخت باز بود.لب...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 23بچه ها من متوجه شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط