{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P.1

P.1

جونگ کوک :
-ا.ت چرت و پرت نگو چرا آخه همیشه از این حرفا میزنی؟

ا.ت:
-میخوای بدونی چرا ... میخوای بدونی چرا همیشه می‌گم بعد از من با به دختری که خانم تر از من باشه بری ؟

جونگ کوک:
-حتی حرفشم قشنگ نیست

ا.ت :
-خب بزار بهت اینجوری بگم
من دارم آماده میکنم

جونگ کوک دست ا.ت و گرفتوگفت:
-چه آماده ای اخهه ... ا.ت محض رضای خدا آنقدر چرت و پرت بلغور نکن من و نترسون میدونی که تمام داراییمی

ا.ت دستاش و از دستش بیرون کشید اشک داخل چشماش حلقه زده بود با صدای بغض آلود و یه لبخند پر از درد گفت:
-خب میدونی چیه ؟ من تو زندگیم خیلی درد کشیدم بخاطر همین برام عجیبه که یکی مثل تو اومده یهو وارد زندگیم شده هم دوستمه هم زندگیمه ‌باهام مهربونه درکم میکنه داد نمیزنه سرم کمکم میکنه حالم و خوب میکنه باهام راه میاد ... میدونی برای منی که مادر پدرم باهام مثل دشمنشون رفتار میکردن اینهمه مهربونی زیادیه
*اشکاش دونه دونه سر می‌خوردن پایین *
خب ببین هیچ وقت بهت نگفتم تو این قلب بی صاحاب چی میگذره راستش این خیلی وقتا خواسته کار خودش و تموم کنه ولی وایساده چون میخواست اول آرزوش و ببینه بعد حتما از این دنیا خداحافظی کنه
نمی‌خواسته بچه ای بی گناه به وجود بیاره که باعث بشه اشکش در بیاد


جونگ کوک :
-منظورت چیه نمی‌فهمم؟

ا.ت :
-اره اره درکی نداری چون با تو اونجوری رفتار نمی‌شد تو بچگی
دیدگاه ها (۳)

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

این عشق فیک نیستپارت 4//ویوی شب // //ویوی کوک// ...

کوک : من...... من....... مننننا. ت : کوک آنقدر من من نکنکوک ...

سیسیا پارت پنج پاک شده اومدم خلاصش رو بهتون بگم برید پایین 👇...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط