{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تاحالا شده بری جلوی آینه لبخند بزنی؟

تاحالا شده بری جلوی آینه لبخند بزنی؟
واسه من شده. اصلا نمی‌دونم چرا هروقت جلوی آینه می‌ایستم، فکر می‌کنم داری منو نگاه می‌کنی؟
برای اینکه مطمئن بشم حواست به منه، سرم رو کج می‌کنم، دماغم رو می‌چسبونم به شیشه، هاا می‌کنم، چشمام رو گرد می‌کنم.
می‌خندی نه!؟
همه فکر میکنن من دیوونه شدم و جلوی آینه با خودم حرف می‌زنم. نه! من دارم با تو حرف می‌زنم.
تو که می‌دونی من دارم با تو حرف می‌زنم! آره؟
.
صبح که خودم رو توی آینه نگاه کردم، دیدم یه چین، به چروکای زیر چشمم اضافه شده.
نمی‌دونم از پیریه، یا از دوری. اما هرچی هست من دوسشون دارم. اینا، واقعی‌ترین چیزایی هستند که از تو برام مونده.
این چروکا، چروکای دوست داشتنه.
چروکای منتظر موندنه.
چروکای آب شدنه.
می‌دونی!
آدم، باید یه نفر رو داشته باشه که به پاش پیر شه.
🌿 💞
| #پویا_جمشیدی |
دیدگاه ها (۶)

سناریو: وقتی یکی میاد و جلوی اونا بهت اعتراف می‌کنه :نامجون ...

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

عاشقانه های شبنم

🐣🐣🐣| #LIVE_YOUTUBEسوال: روش فلیکس برای Slow it Down کردن (آه...

🎭 آخرین نقشپارت ششملیانا هنوز به دست تهیونگ نگاه می‌کرد.— دس...

من از تو نگذشتم فقط یاد گرفتم نبودت رو جوری زندگی کنم که کسی...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۸ظهر، نامجون جلوی خونه منتظرش بود.وقتی...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

خلاصه لایو تولد نامجون: (pt¹)🐨: یه کم خجالت‌آوره، ولی ممنونم...

راستش اگه قرار بود صبر کنم تا وقتی که کامل آماده باشم، احتما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط