سرنوشت سوخته۳۶

جئون: حق من این نبود مونا چرا رفتی؟ببخشید..........لعنت به اون قرار داد ......... لعنت به من که قدرت رو نمیدونستم ............لعنتی رفتیییییی چراااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟
( تموم دنیا برای نبود مونا مرده بودن...........ابر های تیره اسمون تیره وتاریک

یه سالی میشد که مونا رفته بود و زیر خروار ها خاک زندگی میکرد الان امانت جئون حالا بین خاک های سرد بود
یورا هم فقط تلاش میکرد که جونگکوک نبود مادرشو کمتر حس کنه ولی
مگه میشد نبود اون مادر طلایی حس نشه هر روز وشب کوک خواب مرگ مادرش که جلو چشاش بود رو میدی و با اون از خواب میپردی
ماه ها بعد فهمیدن که سوهون باعث مرگ مونا شده ولی چطور میتونستن اون لعنتی رو پیدا کنند
از اون سال لعنتی جونگکوک عین یه ادم بی روح و سرد تبدیل شده بود ولی حق داشت کسی اگه توی سن کم مرگ مادرشو ببینه بیروح نمیشه؟؟؟؟
جئون هم دوباره برگشت بود به ادم سابق یه مافیا بیرحم ولی همیشه مواظب امانت مونا بود امانتی که قرار بود مونا و جئون با هم بزرگش کنند
چند وقتی گذشته بود و جئون یه تصمیم عجیب گرفت تصمیمی که
برای حفظ گروه ما.فیایش مهم بود اون باید یه زن ازدواج تا پیش رقباش بگه که مادر بچش هست این به این معنی بود که یعنی دشمناش هنوز زن جئون رو نکشتن
انتخاب جئون یورا بود
ماه ها گذشته بود که یورا هنوز با تصمیم جئونن موافقت نکرده بود که اما وقتی که فهمید این برای جونگکوک خوبه و اونو بهش نزدیک میکنه تا شاید زخم عمیق مونا رو قلب کوچولو ولی یخ زده جونگکوک پاک کنه
خلاصه چند ماه میگذره از ازدواج یورا و جئون اما هنوز اتفاقات هیچ تغییر نکرده بودن نه جونگکوک حس کودکیش جوانه زده بود
نه جئون خوشحال از این اتفاق و یورا ایی که عذاب وجدانش روز به روز بیشتر میشد عذابی که فکر میکرد که دارد به مونا .خواهرش خیانت میکند
با همین عذاب روز را شب و شب را صبج میکرد و بعد ها متوجه شد باردار است اما از کی؟ از جئون؟
اوایل میخواست که بچه را سقط کند زیرا با این تفکر پیش میرفت که اگر بچه به دنیا بیایید یعنی خیانت به خواهرش ولی جئون مانع شد و مجبورش کرد که بچه به دنیا بییاید
دختر کوچولویی به دنیا امد به اسم جیا دختری که شبیه یورا بود همه اعضا عمارت میدانستن که کوک هرگز اورا خواهر خود نمیداند
دیدگاه ها (۱۸)

بچه ها این اوسیه منه شاید گوگولی بنظر برسه ولی داستان زندگیش...

🐰✨ ~ پروژه حمایتی جونگکوکیه پروژه‌ی قشنگ از طرف فن‌بیس معروف...

برده عمارت جئون

پارت شانزدهم چند روز بعد توی این چند روز تهیونگ خیلی بهتر از...

تکپارتیموضوع:(وقتی بچه رو میزارید خونه دوستت و خودتون میرید ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p22اما جونگکوک نم...

**پارت ۱۸**در با صدایِ انفجاری باز شد و نورِ تندِ چراغ‌هایِ ...

پارت ۴۴ — آخرین شبخبر ازدواج یونگی با سوهی همان روز در پایتخ...

#pain#P¹⁰⁶#Season²دستش رو به سمت کیسه ی قرص ها برد و یک آرام...

ببوگرافی/آپدیت یومه/Drmon slayer OC

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط