سایه شدم، و صدا کردم

سایه شدم، و صدا کردم
کو مرز پریدن‌ها، دیدن‌ها ؟
کو اوج نه من، درهٔ او ؟
و ندا آمد: لب بسته بپو
پُر شد جام شگفت
و ندا آمد: بر تو گوارا باد،
تنهایی تنها باد !

👤 سهراب سپهری
دیدگاه ها (۱)

دیو و دلبر پارت ۱۳ با لبخند گرمی رفتش بیرون گوشی در دستم  بو...

ازدواج اجباری part: 14 ویو ملودی کوک درحال خوردن سینه هام بو...

پارت ۲۱«من میرم برات آب میارم.»«باشه»تهیونگ برق های خانه را ...

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۲بلاخره زنگ آخر خورد و و...

The unwanted roommate _________________________در رو باز کرد...

Novel panleo ♡ #part⁶³ ♡『 leoreza 』نگاه عاجزانه اش رو بهم دو...

چند پارتی (درخواستی)

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

🌱دکتر گفته نباید بهت فکر کنم گفته اگه عادت کنم به فکر نکردن ...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط