{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند سالِ بعد ،

چند سالِ بعد ،
تورا میبینم ،
با کسی کهـ گویا همسرت است..!
و یک کوچولویِ دوست داشتنی کهـ دستت را گرفتهـ ،
جا میخورم و
هوایِ چشمانم یک آن بارانی میشود ،
همسرم دستم را میفشارد و میگوید:طوری شدهـ؟
آلودگیِ هوا ،و گرد و غبار برایِ یکبار هم کهـ شدهـ بهـ دردم میخورد...میگویم گرد و غبار رفت تو چِشَم..!
یک آن برمیگردی و
مرا میبینی ،
گویی وجودم را حس کردهـ ای ،!
هنوزهم وقتی آن چشمانِ درشت و قهوهـ ایِ را میبینم از خود بی خود میشوم :)
دخترت دستت را ول میکند و بهـ سمتِ مغازهـ ی کنار خیابان میدود ،
اسمِ مرا صدا میزنی و میگویی: آرامتر...!
همسرم پردهـ ی افکارم را میشکافد:
-حواست کجاست؟
+همینجا
سرم را برمیگردانم
نیستی...
دیدگاه ها (۲)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱پارت ۴۶🌌هیچ‌کس دیگر کوسه‌اش را ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)بنگچان/ا.تساعت ۸ خوبه؟باشه پس منت...

خانوم مدیرعاملپارت آخر | پنج سال بعد... 🎂🧸پنج سال از آن روزه...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

چند سالِ بعد ،تورا میبینم ،با کسی که گویا همسرت است..!و یک ک...

چند سالِ بعد ،تورا میبینم ،با کسی که گویا همسرت است..!و یک ک...

چند سالِ بعد،تورا ميبينم،با كسى كهـ گويا همسرت است..!و يك كو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط