{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت32

رسیدیم کوک رو بوسیدم رفتم پیش لیسا
لیسا: دختر کجایی بدو بریم بیرون
: بریم ولی صبر کن کوک بره
(تو این زمان که کوک میره من بجای این الامت(:) از الامت(.) استفاده میکنم)
هلن. رفت بریم
لیسا. میخوام کلی خرید کنم
رفتیم کلی خرید کردیم
لیسا. دختر این خیلی خوبه ها
هلن. سینش باز نیس؟
لیسا. فق فوقش اول خط سینت
بیرونه نکیری من برات میگیرم
هلن. نهههه
لیسا. یا میگیری با میگیری نظر مثبتت درباره دو راهیم چیه
هلن. اصلا دوراهی بود؟
لیسا. تو چیکار به اون داری؟
هلن. میگیرم عوفففف
بعد از اون رفتم خونه
کوک: سلام امر.... اینا چیه؟
هلن. براتون کادو خریدم
کادو هارو بهشون دادم خیلی خوشحال شدن
جیهوپ. بچه ها تمرین دیر میشه من میخوام این ست مخصوص که هلن گرفته رو برای تمرین بپوشم
هلن با لبخند. بپوش
رفتیم اماده شدیم (اسلاید دو لباس برای وقتی دارن میرن اسلاید سه برای تمرینه)
مکنه لاین هیونگ لاین جدا شدیم راه افتادیم تبق معمول جلوی کمپانی شلوغ بود سوزن که نه کامیون مینداختی پیدا نمیشد رفتیم شروع به تمرین کردیم تقریبا سه ساعتی بود بدون نشستن داشتم تمرین میکردم اعضا زعد چند دیقه اومدن پیشم کلیه
درد وحشت ناک داشتم ولی این رقص اصلا درست پیش نمیرهههه یه دعفه حالم بد شر دوییدم شمت دست شویی بالا اوردم ولی خون بود از عصبانیت گریم گرفت به خدا لعنت میفرستادم
و اعضا هی پشت در سوال میپرسیدن که یهو خون دماغ هم شدم چی بهتر از این؟ سرم بد جور درد میکرد رفتم بیرون که اعضا...
شوگا. دختر چی شد
ته. چرا داری گریت میکنی
نامجون. حالت خوبه
جین. نمیگی ما نگران میشیم
کوک. عشقم چرا لباست خونی شد
جیهوپ. چیزی شد
جیمین. اتفاقی افتاده
هلن با عربده. شما بلد نیستید خفه شین؟
از این دادم گریم گرفت دوییدم سمت اتاقم توی کمپانی و های میگفتم: خدایا چرا خون؟ اخه چرا ببین خون دماغم بند نمیاد خون بالا اوردم، سرم داره میترکه، بخاطر اون خون دل درد وحشت ناکی گرفتم، نمیگی منم صبر دارم؟ نمیگی منم ادمم؟ خوبه ادم خودتم
کوک. تو.... خون بالا اوردی؟
حال جواب دادن نداشتم پر سرعت از کمپانی خارج شدم گریم نمیومد سرم و دلم و کلیم بیشتر درد کرفت ولی خون دماغم بند اومد اصلا یه لبخند سرد هم نمیتونستم بزنم بدون کنترل مثل ابشار از چشمم بدون بلک زدن اشک میومد خیلی پوکر به دریا نگاه میکنم که یهو....
دیدگاه ها (۵)

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

درخواستی : وقتی بهت خیانت کرد

پارت ۴که یهو دستم کشیده شد و کشیده شدم تو بغل یکی. سرمو بلند...

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

part:35ویو فردا کمپانی:اعضا بعد ۳ساعت انجام دنس خسته شدن و م...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۶ات ویو امروز بعد دانشگاه رفتم پیش مبینا و همی*(ادامه ح...

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

" ویو کوک "بعد از ناهار همه رفتیم توی اتاقامون لیا اومد تو و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط