خيلی وقت ها ديگران میتوانند خوب و صميمی زندگی کنند اگر ما

خيلی وقت ها ديگران میتوانند خوب و صميمی زندگی کنند اگر ما حرف اضافه نزنيم.
سه سال از زندگي زوج جوان ميگذرد عمه ميگويد: چطور قابلمه هايت اينقدر زود خش برداشته؟!
شوهر بعدا زنش را توبيخ میکند که چرا مادرت برایت جهيزيه جنس خوب نخريده ؟! يکی به شوهر می گويد:
چطور اينهمه مدت با اخلاق تند همسرت ساخته ای؟!
شوهر پس از شنيدن اين سوال زنش را تحمل نمیکند و کارش با او به دعوا و مرافعه می کشد. به زن می گويند چقدر شوهرت شب ها دير به خانه می آيد؟!
زن پاپيچ شوهر میشود و شکاکانه میپرسد اين وقت شب کجا بودي؟! و اين شکاکيت کاذب همچون پتکی اعصاب و روان خانواده را له میکند.
بياييد اينقدر از هم سوال نپرسيم، حرف اضافه نزنيم، توصيه های شخصی نکنيم!!!!!
نپرسيم همسرت کو؟
چرا تنها آمده ايی؟
چرا هنوز بچه ندارید؟
چرا دومی را نمیارید؟
چرا درست غذا به بچه ات نمیدی کوچولو مونده؟
اين مانتو را چند سال قبل خريدی؟
شوهرت چقدر حقوق می گيرد؟
دستپخت همسرت خوب است يا نه؟
پدر زنت چند ميليون جهيزيه داد؟
خانه تان چند متر است؟
حرف اضافه، زندگی ديگران را خراب میکند ...
پس حواسمان را جمع کنيم که کم، درست و به موقع حرف بزنيم. واقعا خیلی چیزها به ما مربوط نیست.
دیدگاه ها (۳)

گوهر مارگارتا قسمت 6از زبان نویسنده لوسین به ساعت نگاه میکند...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟓من هنو...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

#تجربه_من ۱۸۹#ازدواج_در_وقت_نیاز #ازدواج_آسان #حرف_مردم #فرز...

#چندپارتیلینو/ا.تP:2قشنگترین لباس هات رو پوشیده بودی و منتظر...

Custom bride part : 17

Part:2🕸لوسا مثل یک کَنه به یونگی چسبیده بود هرگاه او از خانه...

Twenty one

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط