{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🔮🎀بازگشت عشق 🎀🔮

🔮🎀بازگشت عشق 🎀🔮


Part9


توانا:چون من میخواستم افتخاره آوردن لیا توی گروهمون رو بدست بیارم😒
چاعان:خوب من اول اوردم😂
چاعان اینا چند روز بعد
چاعان:بابا این لیا هستش همونی که برات تعریف کردم
صالح :سلام دخترم با هامون بیا
صالح لیا رو برد یجا لیا رو گذاشت اونجا که ببینه لیا قدرتی بدست میاره یا نه
که فهمید لیا عاشق گل گیاه و نجات ادماست پس یه قدرت خاص پیدا کرد اون میتونید گیاه ها رو کنترل ،بهشون کمک کنه که رشد کنن و اینکه با گیاه ها دارو های مخصوصی درست کنه که بتونه انسان هارو نجات بده و حتی با اون ها می‌تونست زهر و پادزهر بسازه

حالا
لیا:خیلی ممنونم
چاعان:😊
اونا کلی باهم حرف زدن
همه برگشتن خونه
توانا:لیشوم من برم با بای
لیا:بابای❤️
لیا وارد خونه چاعان اینا شد چاعان لیا رو بر به جایی که قبلاً بچه ها اونجا باهم صحبت میکردم کارشون رو انجام میدادن هر کدوم از بچه ها یه بخش مخصوص داشتن لیا همین طور داشت نگاه میکرد و سرش گیج می‌رفت اما نشون نداد که یهو استاد صالح اومد
صالح :لیا😳
صالح شوکه شده بود که یهو لیا قش کرد
چاعان:لیا لیا چی شد
صالح :لیا لیا
چاعان لیا رو بلند کرد گذاشت روی مبل صالح سعی کرد درمانش کنه
چاعان:بابا چی شد
صالح :خدارو شکر خوبه و خبر بهتر به زودی حافظشو بدست میاره اما باید یه کاری کنیم
چاعان:چی هر کاری باشه انجام میدم بابا
صالح:خوب باید ببریمش همون جا که قدرتشو بدست آورد اگه دوباره بتونه قدرتش رو بدست بیاره همه‌چیز یادش میاد
چاعان :خوب پس فردا بریم
صالح:من فردا نیستم پس شما میبرینش اما یادتون باشه اگه کار نکرد بدونید حتما جابجا شده با این وسیله جای جدید شو پیدا میکنید
چاعان:چشم
لیا بلند شد
لیا:آخ سرم چی شد
چاعان :هیچی قش کردی
لیا :آخ سرم
صالح :یکم درد می‌کنه اما کم کم خوب میشی
لیا:ممنونم
صالح:منو شناختی
لیا :نه متاسفانه
صالح :من صالح هستم پدر چاعان
لیا:آها شما استاد صالح هستید 😊
صالح :بله
صالح گوشیش زنگ خورد و رفت
چاعان:بزار کمکت کنم بری اتاقت فردا همه باهم میرم بیرون
لیا:چی کجا
چاعان:میریم حافظتو برگردونم
لیا:.....
دیدگاه ها (۰)

P10 .MY GOOD MISTAKE.

بابابزرگ برگشت سمته لیام و گفت & : نوبت تو هم میرسه جئون لیا...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟗« قراره بزودی ببینمت با زندگی خوبت خداحاف...

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۳هوا تاریک شده بود و این ...

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

True Love①④تهیونگا/ت رفت دستم رو گذاشتم روی لبم ا/ت هرروز من...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

سناریو میتسویا پارت اخر

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟸[View مری]همین که حرف جین رو شنیدم، یکم تعجب کردم.یعنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط