my mafia

پارت: ۴۵

(ا.ت رفت لباسشو عوض کرد و اومد)
+خوبه دیگه؟
○آره اینم کفش عالیهههه....اینا رو بزار دم دست....آفرین
+اوکی کیف چی؟ یه نگاهی بنداز.
○این اوکیه
+باشه باشه
○من باید برم.....بهتره تو رو با عشقت تنها بزارم.
+برو گمشو نبینمت.
○بمیری
+تا دم در باهات میام.
(رسیدن سالن)
○با اجازتون آقای جئون به پای هم پیر شید ایشالا.
-د...دست شما....د...درد نکنه.
○خواهش میکنم دوست عزیز......بمیری یه عروسیتم مارو دعوت نکردی(رو به ا.ت)
+برو گمشو خوشگلم
○خدافظ
-خوش آمدید
(رفت بیرون)
+خب تو...توضیح می...میدم....
-آره حتما توضیح بده!
+خ...خب نمیدونم چی میگه....چرت و پرت میگفت فکر الکی کرده.....ببخشید
-اشکال نداره...بیا غذا بخوریم
+ممنونم من گشنه‌ام نیست میرم بالا.
-اوکی برو
+بازم ببخشید
-مهم نیست
+م....من رفتم
(رفت بالا اتاقش)
ویو ا.ت
هوفففففففف چقد سخت بود! مگه راضی میشد حالا خوبه به این دختره ی اسکل گفتم جلو جونگکوک ضایع نکنه اگه بویی میبرد بد میشدا. ولی این لباسه خیلی بازه راحت نیستم تا حالا تو زندگیم همچین چیزی نپوشیدم یه جوریَم.
دیدگاه ها (۰)

true Love②⓪شبتهیونگ خونه ی خودم بودم صدای در رو شنیدم.. سونگ...

وقتی بهمون خیانت میکنن و میگناعضا:ببخشید ات(با بغض)دوستمون:ج...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

سناریو سو پارت اخر

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

سناریو کازتورا پارت اخر

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

سناریو خط قرمز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط