true Love②⓪
true Love②⓪
شب
تهیونگ
خونه ی خودم بودم صدای در رو شنیدم..
سونگ: سلام داداش
تهیونگ: سلام
سونگ: بیا خونه
تهیونگ: اینجا راحتم
سونگ: بخاطر ا/ت ناراحتی؟
تهیونگ: آره مامان خودش یه زنه چطور میتونه به همجنس خودش همچین کاری کنه
سونگ: پس بخاطر همینه ۲۴ ساعت کنارشی
تهیونگ: آره نگرانشم
سونگ: حس نمیکنی این نگرانی بیش از حد برای کسی که واقعا دوست دخترت نیست
تهیونگ: اما...
سونگ: دوسش داری؟
تهیونگ: نه
سونگ: خوبه پس اگر دوسش نداری بذار من یه شب باهاش باشم برای داداشت اوکیش میکنی؟
تهیونگ: چی؟
سونگ: تو که خاضر نیستی بهش دست بزنی دوست دخترت نیست پس برای من اوکیش کن
تهیونگ: عوضی آشغال چه گوهی خوردی؟
سونگ: چیه؟ نکنه ناراحت شدی؟ خب راست میگم
یه مشت محکم زدم به صورت سونگ
سونگ: پس دوسش داری
تهیونگ:گوه نخوررر برو گمشو از خونه ی من
سونگ: بخاطر یه دختر؟ بخاطر یه دختر رابطه برادری خراب میکنی
تهیونگ: آره بخاطر یه دختر
سونگ: اما ا/ت ارزشش رو نداره من خودم باهاش بودم یه شب
تهیونگ: عوضی دهنت رو ببند برو گمشو برو به جهنممم دیگه نمیخوام ببینمت
سونگ: باور نمیکنی پس برو ببین رو سینه ی سمت چپش یه خال داره😉بای بای داداش گلم
این رو گفت رو رفت
قلبم اومد تو دهنم یعنی چی؟
سونگ و ا/ت
نه دروغ گفته من مطمئنم دروغ گفته
قلبم داشت میومد تو دهنم اگر راست میگفت چی؟
یادم به حرف ا/ت افتاد
گذشته
🧠:
ا/ت: تهیونگ
تهیونگ: جانم
ا/ت: میدونی نشونه ها و خال های روی بدن به معنای بوسه ی معشوقت تو زندگی قبلیه؟
تهیونگ: واقعا؟ چه جالب
ا/ت: یه افسانه ای هست این رو میگه من توی بدنم نشونه های زیادی داشتم پس فکر کنم خیلی دوسم داشته
تهیونگ: حسودیم شد.. اما من رو زیاد دوست نداشته
ا/ت: مهم اینه من الان عاشقتم
تهیونگ: 😁
حال
از استرس دستام میلرزید یعنی چی؟ نکنه واقعا ا/ت هم خیانت کرده من خیانت از لیا دیدم از ا/ت ببینم به خدا قسم خودم رو میکشم..
حالم خیلی بد بود و دیروقت بود به ا/ت زنگ بزنم قرص خواب خوردم که تونستم بخوابم...
#فیک
#سناریو
#تهیونگ
#عشق_واقعی
شب
تهیونگ
خونه ی خودم بودم صدای در رو شنیدم..
سونگ: سلام داداش
تهیونگ: سلام
سونگ: بیا خونه
تهیونگ: اینجا راحتم
سونگ: بخاطر ا/ت ناراحتی؟
تهیونگ: آره مامان خودش یه زنه چطور میتونه به همجنس خودش همچین کاری کنه
سونگ: پس بخاطر همینه ۲۴ ساعت کنارشی
تهیونگ: آره نگرانشم
سونگ: حس نمیکنی این نگرانی بیش از حد برای کسی که واقعا دوست دخترت نیست
تهیونگ: اما...
سونگ: دوسش داری؟
تهیونگ: نه
سونگ: خوبه پس اگر دوسش نداری بذار من یه شب باهاش باشم برای داداشت اوکیش میکنی؟
تهیونگ: چی؟
سونگ: تو که خاضر نیستی بهش دست بزنی دوست دخترت نیست پس برای من اوکیش کن
تهیونگ: عوضی آشغال چه گوهی خوردی؟
سونگ: چیه؟ نکنه ناراحت شدی؟ خب راست میگم
یه مشت محکم زدم به صورت سونگ
سونگ: پس دوسش داری
تهیونگ:گوه نخوررر برو گمشو از خونه ی من
سونگ: بخاطر یه دختر؟ بخاطر یه دختر رابطه برادری خراب میکنی
تهیونگ: آره بخاطر یه دختر
سونگ: اما ا/ت ارزشش رو نداره من خودم باهاش بودم یه شب
تهیونگ: عوضی دهنت رو ببند برو گمشو برو به جهنممم دیگه نمیخوام ببینمت
سونگ: باور نمیکنی پس برو ببین رو سینه ی سمت چپش یه خال داره😉بای بای داداش گلم
این رو گفت رو رفت
قلبم اومد تو دهنم یعنی چی؟
سونگ و ا/ت
نه دروغ گفته من مطمئنم دروغ گفته
قلبم داشت میومد تو دهنم اگر راست میگفت چی؟
یادم به حرف ا/ت افتاد
گذشته
🧠:
ا/ت: تهیونگ
تهیونگ: جانم
ا/ت: میدونی نشونه ها و خال های روی بدن به معنای بوسه ی معشوقت تو زندگی قبلیه؟
تهیونگ: واقعا؟ چه جالب
ا/ت: یه افسانه ای هست این رو میگه من توی بدنم نشونه های زیادی داشتم پس فکر کنم خیلی دوسم داشته
تهیونگ: حسودیم شد.. اما من رو زیاد دوست نداشته
ا/ت: مهم اینه من الان عاشقتم
تهیونگ: 😁
حال
از استرس دستام میلرزید یعنی چی؟ نکنه واقعا ا/ت هم خیانت کرده من خیانت از لیا دیدم از ا/ت ببینم به خدا قسم خودم رو میکشم..
حالم خیلی بد بود و دیروقت بود به ا/ت زنگ بزنم قرص خواب خوردم که تونستم بخوابم...
#فیک
#سناریو
#تهیونگ
#عشق_واقعی
- ۱۹.۵k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط