خدافظ ستاره کوچولوم....:)

خدافظ ستاره کوچولوم...!
پارت ۵
.
.
ویو کوک
(۳ ماه بعد )
ویو کوک
رفتم سر قبر ا.ت
الان ۳ ماه میگزره
که نیستی
کاش بودی دلم برات خیلی تنگ شده
دلم واسه صدات !
حرفات !
صبحانه آماده کردنات!
میشه برگردی؟!
۳ ماه نیستی ولی واسه من ۱۰۰ ساله که نیستی
دلم برات خیلی تنگ شده
بیا
اینم صبحونه موردلاقمون
براتو پنکیک شکلاتی و که روش بلوبری با شیر کاکائو منم پنکیک وانیلی با روش موز و شیر موز
مثل همیشه کاش بودی که میخوردیش
بعد این از گلوم نمیره پاییین
ولش بیا اینم گل رز سرخ آخه همیشه دوست داشتییش
گل رز سرخ گل موردلاغت بود
عشقم یکم صبر کن منم میام پیشت
سریع صوار ماشین شدم یه شاخه رزم تو ماشینم بود که عکسش بش آویزون بود
سریع گاز دادم آخرین سرعت بودم رسیدم تو همون ساختمون خرابه بدن ا.ت و اون تیکه باز
امد جلو چشمم
یه داد کشیدم سریع رفتم طبقه آخر
حرفایی که کوک زد:
هیع ستاره کوچولوم تو نبود تو یونا و تهیونگ از هم خوششون آمد و اذدواج کردن سریع
ولی هنوز میان بت سر میزنم و الاناس که برسن پیشت
بزار حداقل بشوند رنگ بزنم بگم منم میام پیشت
مکالمه کوک و ته
کوک: سلام داداش
ته: سلام چطوری خوبی ببین ما داریم میایم کجایی
کوک: همون جایی که ا.ت خودکوشی کرد می‌خوام برم ته
ته: چی میگی کوک چیکار میکنییی
بسههه دیگهه الان کجاییی
کوک : خدافظ داداشی خوشبخت شید
گوشیو پرت کردم
الان میام پیشت
خدافظ ستاره کوچولو دارم میام پیشت
سیاهی
۱۹ سال بعد

بینا: بابایی چرا هر هفته میام سر این قبر عمو خاله
ته: چون دلم براشون تنگ میشه
بینا: بابایی چرا عمو و خاله مردن؟!
ته: نمی‌دونم شاید از غم زیاد یا از دلتنگی زیاد
بینا : یعنی چی؟!
ته: هیع بچه اینقدر سوال نپرس
بینا: باشه ولی گوشیتو بده
بابایی
این عکس قبر عمو خاله رو ببین روز اول فت عم‌ بود دیگه؟!
ته : اره چطور
بینا:هیچی ولی ببین
اینجا قبر عادی بود ولی الان
انگار حالی که این قبر دست میده به آدم شادی کنار عمو و خاله رو میده
ته: ارع آفرین دخترم پاشو بیا بریم مامانت اعصابش خورد میشه دوباره
بینا: باشه
.
.
.
.
.
.پایان
ببخشید افتضاح نوشتموم
پایانش و یکی از دوستام گفت غمگین باشه ببخشید حالااا
بازم معذرت
دیدگاه ها (۸)

تکپارتی جونگ کوک

Forbidden love①⓪کوک: ا/ت من الان برمی‌گردما/ت: لازم نکرده دس...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

My Boy❄

پری کوچولوی من پارت ۷کوک: اروم رفتم و از پشت بغلش کردم. ته ت...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٢از بابام خداحافظی کردم سوار هواپیما ...

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط