صبح

صبح
ازدریچہ
سر بدرون مےکشدبہ ناز
وز مشرق خیال

تو
صبح تابناکترےرا
سر درکنار من
باچہره شکفتہ
چوگلہاےنسترن
لبخندمےزنے
من
آفتاب پاکترےرا
درنوشخند مہرتو مےبینم
درمطلع بلندشکفتن
دیدگاه ها (۸)

‏من...روز خویش را..با آفتابِ رویِ توکز مشرقِ خیال دمیده است ...

خیال تو نسیم گونه می وزد و شمیم عطر تن تو می پیچد بر دشت شقا...

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

آرایشگاه رو آوردیم تو خونه‌ت! 💇🏻‍♀️✨ / خداحافظی با وز مو 👋🏻 ...

خب آماده باشید که باز باید به ور ور های من گوش بدید•°.☆.°• ...

From hate to lovePart::3?خب جونگ کوک چی بهت گفت که از سر جاش...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_22🍷🎸چیزی نیست دختر.....

داشت می‌رفت خم شد و #بوسید#طفل خود را که گرم #بازی بودو کلاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط