RESPECT OR DIE : پارت بیست‌ویکم

RESPECT OR DIE : پارت بیست‌ویکم

راهرو در سکوت فرو رفته بود...
جونگ‌کوک هنوز بی‌حرکت کنار دیوار ایستاده بود...

صدای بی‌سیم دوباره بلند شد:
: ((جونگ‌کوک... محل نگهداری پسرت رو پیدا کردیم))

جونگ‌کوک آرام گفت:
+ وضعیتش؟

چند ثانیه سکوت...
: ((زنده‌ست... ولی هنوز نتونستیم وارد ساختمان بشیم))
چشم‌های جونگ‌کوک سردتر شد...
+ چند نفر اونجان؟


: ((حداقل هفت نفر))

نیلا با نگرانی نگاهش کرد...
— پسرت اونجاست؟

جونگ‌کوک جواب نداد...
فقط اسلحه‌اش را برداشت...
صدای بی‌سیم دوباره آمد:

: ((یه چیز دیگه هم هست))

+ چی؟


: ((برادر نیلا هم همونجاست))

نیلا یک قدم جلو رفت...
— مطمئنی؟

: ((آره... تصاویر دوربین تأییدش می‌کنه))

جونگ‌کوک گوشی‌اش را بیرون آورد...
تصویر ساختمان روی صفحه ظاهر شد...
نیلا به صفحه خیره شد...
— پس باید همین الان بریم...

جونگ‌کوک نگاه کوتاهی به او انداخت...
+ میریم...


نیلا مکث کرد...
— اول برادرم رو پیدا می‌کنیم یا پسرت رو؟

جونگ‌کوک چند لحظه سکوت کرد...
بعد سرد جواب داد:

+ هر دو...

— اگه مجبور بشی فقط یکی رو نجات بدی؟

جونگ‌کوک نگاهش را از او گرفت...
+ مجبور نمی‌شم...


صدای بی‌سیم دوباره قطع شد...
جونگ‌کوک به سمت در رفت...

+ چون امشب هر دوشون از اون ساختمان بیرون میان...


در باز شد...
هوای سرد شب وارد راهرو شد...
نیلا پشت سرش حرکت کرد...
و هیچ‌کدام نمی‌دانستند کسی که آن دو نفر را نگه داشته...
از مدت‌ها قبل منتظر رسیدن جونگ‌کوک بوده...

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۳)

پارت⁴⁸ویو یونگیراهرو طولانی‌تر از چیزی بود که فکر می‌کردیم.ه...

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.1 (روایت از زبان ن...

🖤 پارت ۱ | «دردسر پشت در»لانا هنوز جلوی درِ عمارت ایستاده بو...

فیک تهکوک وارث زار

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟡: ساختمان قدیمیساعت پنج و پنجاه و پنج دقیق...

معامله p22مأمور با عصبانیت به در خیره شد.«این در ضدگلوله‌ست....

پارت نهم: انتخابسکوت اتاق سنگین شده بود.جونگ‌کوک به پیام روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط