♥السـلام علیڪ یاحضرت رقیہ بنت الحسین(ع)♥
♥السـلام علیڪ یاحضرت رقیہ بنت الحسین(ع)♥
بابا ببیـــــن تـــــمام تنم درد مےکند
دستم سرم لبم بدنم درد مےکند
تا حـــــرف میزنم سر من داد مےزنند
تا حرف میزنم دهنم درد مےکند
مانند مـــــادرت شده دستان زخمے ام
این بال های پر زدنم درد میکند
عمـــــہ چقدر قلبِ ظریفِ پر از غـمش
از داغ اینکه پیرزنم درد مےکند
بابا نـــبین که روســـریام ســـــوختہ،
دلم از داغ شعلهور شدنم درد میکند
آمـــــاده میشوم که بمیـــــرم کنار تو
امشب که سخت پیرهنم درد مےکند
بین خـــرابهام شبِ غـــسلم رسیده و
از درد زخمها کفنم درد مےکند...
بابا ببیـــــن تـــــمام تنم درد مےکند
دستم سرم لبم بدنم درد مےکند
تا حـــــرف میزنم سر من داد مےزنند
تا حرف میزنم دهنم درد مےکند
مانند مـــــادرت شده دستان زخمے ام
این بال های پر زدنم درد میکند
عمـــــہ چقدر قلبِ ظریفِ پر از غـمش
از داغ اینکه پیرزنم درد مےکند
بابا نـــبین که روســـریام ســـــوختہ،
دلم از داغ شعلهور شدنم درد میکند
آمـــــاده میشوم که بمیـــــرم کنار تو
امشب که سخت پیرهنم درد مےکند
بین خـــرابهام شبِ غـــسلم رسیده و
از درد زخمها کفنم درد مےکند...
- ۷۳۶
- ۲۵ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط