{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستم، دلم، سرم، نه ... تنم درد می‌کند

دستم، دلم، سرم، نه ... تنم درد می‌کند
دستم که می‌زنی بدنم درد می‌کند

جوراب و کفش من، کت و شلوار آبی‌ام
تا دکمه‌های پیرهنم، درد می‌کند

در ذات جمله‌های من اندوه ریختند
مصرع به مصرع سخنم درد می‌کند

با اجتماع بهت زده، جمع بی‌جنون ...
هر لحظه هر کجا که «منم» درد می‌کند

احساس می‌کنم که خطوط پیاده رو
در لحظه‌ي قدم زدنم درد می‌کند

جمعند ابرهای جهان در نگاه‌ «او»
انگار چشم‌های «زنم» درد می‌کند

حتی همین غزل که شبیه خود من است
-من بیت‌بیت می‌شکنم- درد می‌کند

باران شو وُ ببار! کویرم که تشنه تن
هر بوته‌بوته‌ي گَونَم درد می‌کند

ای «عاشق توام» و تو ای «دوست دارمت»
حرف از تو می‌زنم دهنم درد می‌کند ...
شعر از: محمدعلی رضازاده
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑤_بخش دوم _چشمهایم را می‌بندم و...

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

حس می کنم تمام تنم درد می کندحرفــی نمی زنم دهنم درد می کندح...

حس می کنم تمام تنم درد می کندحرفــی نمی زنم دهنم درد می کندح...

حس می کنم تمام تنم درد می کندحرفــی نمی زنم دهنم درد می کندح...

حس می کنم تمام تنم درد می کندحرفــی نمی زنم دهنم درد می کندح...

حس می کنم تمام تنم درد می کندحرفــی نمی زنم دهنم درد می کندح...

♥السـلام علیڪ یاحضرت رقیہ بنت الحسین(ع)♥بابا ببیـــــن تــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط