دختری از جنس جاسوس(پارت76)

انیا:خیله خب دایانا خانم حالا باید بعد از مهمونی جواب پس بدی
و بعد همه حلشون خوب شد و پاشدن شروع کردن دعوا کردن بچه‌ها
دنیل:برا چی مشروب خوردید(باداد)
دامیان:شما ها هنوز بچه اید(باداد)
بکی:تو اون مشروب الکل داره یکم(باداد)
انیا:این بار میبخشیمتون ولی دفعه ی بعدی نمیبخشیم(باداد)
بچه ها:ببخشید
انیا:راستی خانما یه دیقه بیاید
و بکی و مگی و انیا رفتن تو اتاق و در رو بستن
انیا:شماهام بچه‌هاتون ازتون قدرت گرفتن اره
بکی:اره من بچه ها رو بردم تو استخر یهو دیدم نیستن زیر اب رو نگا کردم دیدم پری دریایی شدن دارن بازی میکنن
مگی:منم رفتم تو اتاق یه سری اسباب بازی خرابا رو بریزم دور بعد در اتاق رو قفل کردم چون حوصله نداشتم باهاشون سر اسباب بازیا دعوا کنم داشتم اسباب‌بازی ها رو میریختم تو پلاستیک دیدم جلو چشممن فهمیدم تلپورت کردن
انیا:بچه های منم نقاشی من و دامیان رو تو لباس جاسوسی و امنیت ملی کشیدن فهمیدم ذهنمون رو خوندن

(بعد از رفتن مهمونا)
انیا:خب حالا دایانا و دوت بیاین اینجا
دایانا و دوت:چشم
دامیان:چرا مشروب خوردید شما بچه‌اید براتون بده
انیا:و دایانا منظورت چی بود به اون پسره گفتی عشقم
دایانا:چی من منظوری نداشتم مست بودم
دامیان:فقط این بار بخشیده میشین ولی هنوزم باید نتبیه بشین پس تا یه هفته خبری از اتاق گیم چیه
دوت:چی ولی…
دایانا:چشم
دوت:اما دایانا…
دایانا:نباید روی حرف مامان بابا حرف بزنیم

(فردا مدرسه)
تام:سلام دایانا میگم دیشب مست بودی
دایانا:به تو ربطی نداره پسره فضول
تام:باشه خب
معلم:خب بچه ما مسابقه فوتبال داریم من افراد منتخب رو میگم:دایانا،تام،تالیا،مارگو
از کلاس اول هم انتخاب میشه و کاپیتانتون دایانا دزمونده
دایانا:مسابقات کی برگزار میشه
معلم:هفته ی دیگه حالا فعلا برید سالن ورزش و تمرین کنید
دایانا:چشم افراد منتخب تام.تالیا و مارگو دنبالم بیاین

(سالن ورزش)
افراد منتخب از کلاس اول:دوت.مارکو.کاترین.تایلر.ویلیام.جودی
افراد منتخب از کلاس دوم:دایانا.مارگو.تام.تالیا.انتونیو.ارون
دایانا:خیله خب من کاپیتانتونم فعلا دوتا تیم رو میگم برای تمرین
تیم اول:دایانا،دوت،جودی،ویلیام،انتونیو،کاترین
تیم دوم:تام،مارگو،مارکو،تالیا،تایلر،ارون
کاپیتان تیم اول:دایانا
کاپیتان تیم دوم:تام
دایانا:خب اینم ازتیم کشی حالا ترتیب هر تیم با کاپیتانش باید بفهمیم هرکس توی چه پستی از فوتبال خوبه
دیدگاه ها (۲۶)

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

P13F2الان سه روز میگذره و انیا حالش خوب شده ویو تو مدرسه هند...

ادامهانیا:دفه اخرت باشه سره من داد مسزنی😡پشت صحنه انوراندر:و...

طلسم چشای بانمکت/p21/فصل ۲

پارت۱۵ انیا : بیا بریم دیگه دیر شد دامیان : اوکی من میرسون...

عشقی حقیقی

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۵****آنچه گذشت؛**ایلا با نقش کشیدن خود...

ویو شب همه دخترا اومدن بکی مارگارت جودی کلویی با انلی اشنا ش...

P30ویو انیاسنسی داشت درس میداد و همه تو ذهنشون داشتن به من و...

آوای شبپارت۲۱ویو نویسندهساعت:۲:۰۰ بعد از رفتن بکی انیا به خد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط