{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو شب

ویو شب

همه دخترا اومدن
بکی مارگارت جودی کلویی با انلی اشنا شدن

بکی:خوب انیا من کجا باید لباس عوض کنم
همه:و من
انیا:خوب تو اتاق هایه مهمان
همه:باشه

ویو بکی
داشتم میرفتم اتاق مهمان که کلویی رو دمه در اتاق انیا دیدم که داره یه کاری میکنه
بکی:کلویی چی کار میکنی؟
کلویی:در اتاق انیا رو می خوام باز کنم
(بکی+ کلویی_)
+خوب باز کن دیگه این کارا چیه
_خوب قفله در منم کلیدو پیدا نکرد دارم با گیره مو بتز میکنم
+چی بزار کمک کنم
_وایسا به انیا نگی ها
+چی !بابا من مونح..رف ..ترز تو هستم راهت باش
_چی جدی پس باشه کمک کن
+باشه
درو باز کردم با کلی بدبختی
بکی رفت سره دفتر خواطرات انیا بازش کرد و تا اومد بخونه
ویو انیا دیدم کلویی و بکی نیستن ذهنشونو خوندم و فهمیدم که تو اتاق منم و بدو بدو رفتم و دیدم که دفتر خواطراتم تو دستشه داره باز میکنه ترسیدم از چیزی بوببره که (نکته انظور از بچگی و کار لوید و یور بود تو قدیم باشه )
سریع دفترو از دستش گرفت و بیرونشون کردم

رفتن فیلم ترسناک ببینن که جایه ترسناکی بود که در با لگد باز شد و چراغا روشن شدن
(نکته بچه ها لباس هایه دخترا یا همون پیژامه هاشون یقه بازو بدونه استینو بند دارو کوتاه بود و دیگه باید بدونید دیگه که معلوم بود دیگه یکم دیگه 🥵
بعد یکم کوتاهو جزبو اره دیگه 🥵😥😰)

پسرا با لگد اومدن تو
کیا بودنم دامیان،مکث،اندر،لوکاس،امیل ایون دیگه و تا دخترا رو تو پیژامه دیدن
چشما دربیش
انیا یه دنپایی پرت کرد سمته همشون و گفت
انیا:با پرویی 🤬🤬سر میندازین پایین و میایین تو اره بابا فکر کردیم دوزدینا😡
کلویی:شاید 😶‍🌫😱ما لوخت بودیم می خواستید چی کار کنید ها بگید ببینم
اندر :ببخشید حالا ولی میشه برید لباس ادمیزادی بپوشید من دیگه شچام سیاهی میره اگه یزره دیگه بسته بمونه
انیا به همه یه لباس درست داد و ادامه فیل رو با پسرا دیدن که
تا فردا بالیی

_________
دیدگاه ها (۱)

ادامه پسرا داشتن میرفتن سالن که ویو انیا تو راپله بودیم که د...

p8بچه ها رفتن سره کلاس تا مربی کرزش امد وگفت وسایلتون رو جعم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط