برش کتاب

فهمیدم وقتی به خدا فکر می‌کنم و با او حرف می‌زنم دلم پیش خداست. برای همین احساس کردم وجودم گسترده شده. انگار بی‌نهایت شده بودم. انگار هیچ محدودیتی برای من وجود نداشت...

-بخشی از کتاب #تولد_در_توکیو

#خدا
#تازه_مسلمان
#آرامش
#بینهایت
#کتاب
#بخشی_از_کتاب
#پروفایل
#گل_نرگس
دیدگاه ها (۰)

»»» آیه ی روز :**************(ارسال شده توسط برنامه ی «قلم ق...

‌ رهبر انقلاب💠 بعضی از زن‌ها تاب سختی‌های زندگی مردشان را...

چند پارتی

☆یه گارسون روس که توی یه رستوران در ایته وون کار می‌کنه، داس...

اتاقی که وجود نداشت (part4)با گذشت زمان، حضور هیونجین به بخش...

چند پارتی پارت ۱صدایِ خش‌خشِ برگ‌های پاییزی زیر پاهام، تنها ...

﷽🔴در این کلیپ دو نکته بسیار ارزشمند است اول: خدا را شکر که ا...

﷽🔴در این کلیپ دو نکته بسیار ارزشمند است اول: خدا را شکر که ا...

دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

### پارت ۱: سایه‌ای که بویِ باروت می‌دهدبارون، سقفِ فلزیِ ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط