{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی خدا داشت بدرقم می کرد بهم گفت :جایی که میری مردمانی

وقتی خدا داشت بدرقم می کرد بهم گفت :جایی که میری مردمانی داره که میشکننت، نکنه غصه بخوری، من همه جا باهاتم، تو تنها نیستی، تو کوله بارت عشق میذارم ک بگذری، قلب میذارم که جا بدی، اشک میدم که همراهیت کنه و مرگ میدم که بدونی بر میگردی پیش خودم...
دیدگاه ها (۸)

امروز تولد بینیه:)):چانگبین عزیزم تولدت مبارک… 🤍نمی‌دونم چطو...

نشان سوخته.

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

تک پارتی ویو ا.ت نگاهی به گوشیم انداختم که با ۹ تماس از دست ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟝: حرف‌های ناگفتهروز بعد، ا/ت از ساختمان دا...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

پسر بد (51)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط